plutonic

[ایالات متحده]/pluːˈtɒnɪk/
[بریتانیا]/pluˈtɑnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا نشان‌دهنده سنگ‌هایی که از ماگما در عمق زمین تشکیل شده‌اند؛ مربوط به سنگ‌های آتش‌فشانی

عبارات و ترکیب‌ها

plutonic rocks

سنگ‌های پلوتونی

plutonic activity

فعالیت پلوتونی

plutonic origin

منشا پلوتونی

plutonic magma

ماگمای پلوتونی

plutonic intrusion

نفوذ پلوتونی

plutonic minerals

کانی‌های پلوتونی

plutonic formations

تشکیل‌های پلوتونی

plutonic processes

فرآیندهای پلوتونی

plutonic environment

محیط پلوتونی

plutonic series

سری پلوتونی

جملات نمونه

the plutonic rocks formed deep within the earth.

سنگ‌های پلوتونی در اعماق زمین شکل گرفته‌اند.

geologists study plutonic activity to understand earth's history.

زمین‌شناسان فعالیت‌های پلوتونی را برای درک تاریخ زمین مطالعه می‌کنند.

plutonic minerals can provide insights into magma composition.

کانی‌های پلوتونی می‌توانند بینشی در مورد ترکیب ماگما ارائه دهند.

many plutonic formations are found in mountainous regions.

بسیاری از سازنده‌های پلوتونی در مناطق کوهستانی یافت می‌شوند.

plutonic processes are essential for the formation of continents.

فرآیندهای پلوتونی برای تشکیل قاره‌ها ضروری هستند.

some plutonic rocks are used as building materials.

برخی از سنگ‌های پلوتونی به عنوان مصالح ساختمانی استفاده می‌شوند.

plutonic activity can lead to volcanic eruptions.

فعالیت پلوتونی می‌تواند منجر به فوران‌های آتشفشانی شود.

the study of plutonic structures helps in mineral exploration.

مطالعه ساختارهای پلوتونی به اکتشافات معدنی کمک می‌کند.

plutonic geology is a fascinating field of study.

زمین‌شناسی پلوتونی یک زمینه مطالعه جذاب است.

understanding plutonic formations is vital for resource management.

درک سازنده‌های پلوتونی برای مدیریت منابع حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید