pluvial

[ایالات متحده]/ˈpluːviəl/
[بریتانیا]/ˈpluːviəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بارانی یا تولیدکننده باران زیاد \nn. دوره بارش باران؛ دوره زمین‌شناسی که با بارش سنگین باران مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

pluvial period

دوره بارانی

pluvial climate

آب و هوای بارانی

pluvial event

رویداد بارانی

pluvial flood

سیل بارانی

pluvial regime

رژیم بارانی

pluvial zone

منطقه بارانی

pluvial runoff

آب بارانی

pluvial season

فصل بارانی

pluvial analysis

تجزیه و تحلیل بارانی

pluvial characteristics

ویژگی های بارانی

جملات نمونه

the pluvial season brings heavy rains to the region.

فصل بارانی، باران‌های شدید را به منطقه می‌آورد.

farmers rely on pluvial patterns to determine planting times.

کشاورزان برای تعیین زمان کاشت به الگوهای بارانی متکی هستند.

pluvial flooding can cause significant damage to infrastructure.

سیل بارانی می‌تواند آسیب جدی به زیرساخت‌ها وارد کند.

in pluvial areas, water conservation is crucial.

در مناطق بارانی، صرفه‌جویی در مصرف آب بسیار مهم است.

the pluvial climate supports diverse ecosystems.

آب و هوای بارانی از اکوسیستم‌های متنوع پشتیبانی می‌کند.

pluvial events are becoming more frequent due to climate change.

رویدادهای بارانی به دلیل تغییرات آب و هوایی بیشتر شایع شده‌اند.

scientists study pluvial impacts on local wildlife.

دانشمندان اثرات بارانی بر حیات وحش محلی را مطالعه می‌کنند.

urban planning must consider pluvial drainage systems.

برنامه‌ریزی شهری باید سیستم‌های زهکشی بارانی را در نظر بگیرد.

pluvial landscapes are often lush and green.

مناظر بارانی اغلب سرسبز و زیبا هستند.

residents prepared for the pluvial forecast this weekend.

ساکنان برای پیش‌بینی بارانی این آخر هفته آماده شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید