| قسمت سوم فعل | pockmarked |
| صفت یا فعل حال استمراری | pockmarking |
| جمع | pockmarks |
| شکل سوم شخص مفرد | pockmarks |
| زمان گذشته | pockmarked |
the area is pockmarked by gravel pits.
این منطقه با حفرههای سنگریزه پوشیده شده است.
One day to go shopping to buy him scummer street just to have a pockmark in the stall, the question came up: "This is how much money colander?
یک روز برای خریدن به خیابان اسکامر رفتم تا فقط یک جای زخم در دکه داشته باشم، این سوال پیش آمد: "این چقدر پول است؟"
Her face was covered in pockmarks from years of acne.
چهره او به دلیل سالها جوش، پر از جای جوش بود.
The old building's facade was marred by pockmarks from years of neglect.
نمای ساختمان قدیمی به دلیل سالها بیتوجهی، با جای جوش پوشیده شده بود.
The pockmarks on the road surface made driving difficult.
جای جوش روی سطح جاده رانندگی را دشوار میکرد.
The pockmarks on the stone wall gave it a weathered look.
جای جوش روی دیوار سنگی به آن ظاهری فرسوده میداد.
His skin bore the pockmarks of a childhood illness.
پوست او جای جوش یک بیماری دوران کودکی را نشان میداد.
The car's hood was covered in pockmarks from hail damage.
کاپوت ماشین به دلیل آسیب ناشی از تگرگ، با جای جوش پوشیده شده بود.
The pockmarks on the metal surface indicated years of wear and tear.
جای جوش روی سطح فلزی نشاندهنده سالها سایش و پارگی بود.
The landscape was dotted with pockmarks from ancient volcanic activity.
مناظر با جای جوش ناشی از فعالیتهای آتشفشانی باستانی پوشیده شده بود.
The astronaut's helmet had pockmarks from micrometeorite impacts.
کلاه فضانورد به دلیل برخورد شهابسنگهای کوچک، با جای جوش پوشیده شده بود.
The pockmarks on the wooden table gave it a rustic appearance.
جای جوش روی میز چوبی به آن ظاهری روستایی میداد.
the area is pockmarked by gravel pits.
این منطقه با حفرههای سنگریزه پوشیده شده است.
One day to go shopping to buy him scummer street just to have a pockmark in the stall, the question came up: "This is how much money colander?
یک روز برای خریدن به خیابان اسکامر رفتم تا فقط یک جای زخم در دکه داشته باشم، این سوال پیش آمد: "این چقدر پول است؟"
Her face was covered in pockmarks from years of acne.
چهره او به دلیل سالها جوش، پر از جای جوش بود.
The old building's facade was marred by pockmarks from years of neglect.
نمای ساختمان قدیمی به دلیل سالها بیتوجهی، با جای جوش پوشیده شده بود.
The pockmarks on the road surface made driving difficult.
جای جوش روی سطح جاده رانندگی را دشوار میکرد.
The pockmarks on the stone wall gave it a weathered look.
جای جوش روی دیوار سنگی به آن ظاهری فرسوده میداد.
His skin bore the pockmarks of a childhood illness.
پوست او جای جوش یک بیماری دوران کودکی را نشان میداد.
The car's hood was covered in pockmarks from hail damage.
کاپوت ماشین به دلیل آسیب ناشی از تگرگ، با جای جوش پوشیده شده بود.
The pockmarks on the metal surface indicated years of wear and tear.
جای جوش روی سطح فلزی نشاندهنده سالها سایش و پارگی بود.
The landscape was dotted with pockmarks from ancient volcanic activity.
مناظر با جای جوش ناشی از فعالیتهای آتشفشانی باستانی پوشیده شده بود.
The astronaut's helmet had pockmarks from micrometeorite impacts.
کلاه فضانورد به دلیل برخورد شهابسنگهای کوچک، با جای جوش پوشیده شده بود.
The pockmarks on the wooden table gave it a rustic appearance.
جای جوش روی میز چوبی به آن ظاهری روستایی میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید