podding

[ایالات متحده]/ˈpɒd.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɑː.dɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تشکیل غلاف‌ها
v. شکل فعل حال از pod

عبارات و ترکیب‌ها

podding along

در حال پیشروی

podding about

در حال گشت و گذار

podding around

در حال چرخیدن

podding off

رفتن به سرعت

podding up

نزدیک شدن

podding out

بیرون رفتن

podding in

وارد شدن

podding away

دور شدن

podding through

عبور کردن

podding forward

به جلو پیش رفتن

جملات نمونه

he enjoys podding in the garden every weekend.

او از کاشتن در باغ آخر هفته لذت می برد.

podding is a great way to relieve stress.

کاشت کردن راهی عالی برای کاهش استرس است.

they spent the afternoon podding around the park.

آنها بعد از ظهر را در حال کاشتن در اطراف پارک گذراندند.

she found joy in podding with her friends.

او از کاشتن با دوستانش لذت برد.

podding can be a therapeutic activity.

کاشت کردن می تواند یک فعالیت درمانی باشد.

he loves podding during the spring season.

او عاشق کاشتن در فصل بهار است.

podding gives her a sense of accomplishment.

کاشت کردن به او احساس موفقیت می دهد.

they often engage in podding as a family activity.

آنها اغلب به عنوان یک فعالیت خانوادگی در کاشتن شرکت می کنند.

podding helps improve her gardening skills.

کاشت کردن به بهبود مهارت های باغبانی او کمک می کند.

he learned a lot about plants while podding.

او در حالی که کاشتن می کرد، چیزهای زیادی در مورد گیاهان آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید