podding along
در حال پیشروی
podding about
در حال گشت و گذار
podding around
در حال چرخیدن
podding off
رفتن به سرعت
podding up
نزدیک شدن
podding out
بیرون رفتن
podding in
وارد شدن
podding away
دور شدن
podding through
عبور کردن
podding forward
به جلو پیش رفتن
he enjoys podding in the garden every weekend.
او از کاشتن در باغ آخر هفته لذت می برد.
podding is a great way to relieve stress.
کاشت کردن راهی عالی برای کاهش استرس است.
they spent the afternoon podding around the park.
آنها بعد از ظهر را در حال کاشتن در اطراف پارک گذراندند.
she found joy in podding with her friends.
او از کاشتن با دوستانش لذت برد.
podding can be a therapeutic activity.
کاشت کردن می تواند یک فعالیت درمانی باشد.
he loves podding during the spring season.
او عاشق کاشتن در فصل بهار است.
podding gives her a sense of accomplishment.
کاشت کردن به او احساس موفقیت می دهد.
they often engage in podding as a family activity.
آنها اغلب به عنوان یک فعالیت خانوادگی در کاشتن شرکت می کنند.
podding helps improve her gardening skills.
کاشت کردن به بهبود مهارت های باغبانی او کمک می کند.
he learned a lot about plants while podding.
او در حالی که کاشتن می کرد، چیزهای زیادی در مورد گیاهان آموخت.
podding along
در حال پیشروی
podding about
در حال گشت و گذار
podding around
در حال چرخیدن
podding off
رفتن به سرعت
podding up
نزدیک شدن
podding out
بیرون رفتن
podding in
وارد شدن
podding away
دور شدن
podding through
عبور کردن
podding forward
به جلو پیش رفتن
he enjoys podding in the garden every weekend.
او از کاشتن در باغ آخر هفته لذت می برد.
podding is a great way to relieve stress.
کاشت کردن راهی عالی برای کاهش استرس است.
they spent the afternoon podding around the park.
آنها بعد از ظهر را در حال کاشتن در اطراف پارک گذراندند.
she found joy in podding with her friends.
او از کاشتن با دوستانش لذت برد.
podding can be a therapeutic activity.
کاشت کردن می تواند یک فعالیت درمانی باشد.
he loves podding during the spring season.
او عاشق کاشتن در فصل بهار است.
podding gives her a sense of accomplishment.
کاشت کردن به او احساس موفقیت می دهد.
they often engage in podding as a family activity.
آنها اغلب به عنوان یک فعالیت خانوادگی در کاشتن شرکت می کنند.
podding helps improve her gardening skills.
کاشت کردن به بهبود مهارت های باغبانی او کمک می کند.
he learned a lot about plants while podding.
او در حالی که کاشتن می کرد، چیزهای زیادی در مورد گیاهان آموخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید