poesy

[ایالات متحده]/ˈpəʊɪzi/
[بریتانیا]/ˈpoʊzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر یا عمل شعر؛ شعر؛ وزن
Word Forms
جمعpoesies

عبارات و ترکیب‌ها

pure poesy

غزل خالص

lyrical poesy

غزل غنایی

elevated poesy

غزل والّا

romantic poesy

غزل عاشقانه

classic poesy

غزل کلاسیک

sacred poesy

غزل مقدس

nature poesy

غزل طبیعت

modern poesy

غزل مدرن

free poesy

غزل آزاد

abstract poesy

غزل انتزاعی

جملات نمونه

her poesy captures the beauty of nature.

غزل او زیبایی طبیعت را به تصویر می‌کشد.

he often writes poesy during his travels.

او اغلب در طول سفر خود شعر می‌گوید.

the class studied the great works of english poesy.

کلاس آثار بزرگ شعر انگلیسی را مطالعه کرد.

she believes that poesy can change the world.

او معتقد است که شعر می‌تواند جهان را تغییر دهد.

his latest collection of poesy received critical acclaim.

آخرین مجموعه شعر او مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

the beauty of her poesy lies in its simplicity.

زیبایی شعر او در سادگی آن نهفته است.

they gathered to share their favorite pieces of poesy.

آنها گرد هم آمدند تا آثار مورد علاقه خود را به اشتراک بگذارند.

poesy often reflects the emotions of the poet.

شعر اغلب احساسات شاعر را منعکس می‌کند.

writing poesy can be a therapeutic activity.

نوشتن شعر می‌تواند یک فعالیت درمانی باشد.

he finds inspiration for his poesy in everyday life.

او الهام خود را برای شعر خود در زندگی روزمره می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید