pogroms

[ایالات متحده]/ˈpɒɡrəmz/
[بریتانیا]/ˈpɔːɡrəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشتارهای یک گروه قومی یا مذهبی خاص

عبارات و ترکیب‌ها

historical pogroms

هجوم‌های تاریخی

anti-jewish pogroms

هجوم‌های ضد یهودی

violent pogroms

هجوم‌های خشن

pogroms against jews

هجوم‌ها علیه یهودیان

pogroms in europe

هجوم‌ها در اروپا

ethnic pogroms

هجوم‌های قومی

pogroms and riots

هجوم‌ها و شورش‌ها

pogroms of 1881

هجوم‌های 1881

pogroms in russia

هجوم‌ها در روسیه

pogroms throughout history

هجوم‌ها در طول تاریخ

جملات نمونه

pogroms against the jewish community occurred in many parts of europe.

هزاران نفر علیه جامعه یهودی در بسیاری از نقاط اروپا رخ داد.

the history of pogroms reveals deep-seated prejudice.

تاریخچه پ Pogrom ها نشان دهنده تعصب عمیق است.

pogroms often led to mass migrations of affected populations.

Pogrom ها اغلب منجر به مهاجرت گسترده جمعیت آسیب دیده می شد.

many survivors of pogroms shared their harrowing stories.

بسیاری از بازماندگان Pogrom ها داستان های دلخراش خود را به اشتراک گذاشتند.

pogroms are a reminder of the dangers of intolerance.

Pogrom ها یادآور خطرات عدم تحمل هستند.

the international community condemned the pogroms that took place.

جامعه بین المللی Pogrom هایی که رخ دادند را محکوم کرد.

pogroms have left a lasting impact on jewish history.

Pogrom ها تأثیر ماندگاری بر تاریخ یهودیت گذاشته اند.

understanding the causes of pogroms is crucial for prevention.

درک علل Pogrom ها برای پیشگیری بسیار مهم است.

pogroms were often fueled by political and social unrest.

Pogrom ها اغلب توسط ناآرامی های سیاسی و اجتماعی تقویت می شدند.

the memory of pogroms still resonates in many communities today.

خاطره Pogrom ها هنوز در بسیاری از جوامع امروز طنین انداز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید