pokey

[ایالات متحده]/ˈpəʊki/
[بریتانیا]/ˈpoʊki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زندان
adj. کند; تنگ; فرسوده; کسل کننده; کند; تنگ
Word Forms
جمعpokeys

عبارات و ترکیب‌ها

pokey little

کوچک و دربست

pokey car

ماشین دربست

pokey room

اتاق دربست

pokey place

محل دربست

pokey pace

گام دربست

pokey service

خدمات دربست

pokey old

قدیمی و دربست

pokey style

سبک دربست

pokey train

قطار دربست

pokey driver

راننده دربست

جملات نمونه

the car was too pokey to keep up with the others on the highway.

ماشین آنقدر کند بود که نمی‌توانست با بقیه در بزرگراه همگام شود.

he found the pokey little town charming despite its size.

او با وجود کوچکی‌اش، شهر کوچک و کند را جذاب یافت.

her pokey internet connection made streaming movies frustrating.

اتصال اینترنت کند او باعث می‌شد تماشای فیلم‌ها ناامیدکننده باشد.

the service at the restaurant was a bit pokey during peak hours.

سرویس در رستوران در ساعات اوج کمی کند بود.

he always complained about his pokey old computer.

او همیشه در مورد کامپیوتر قدیمی و کندش شکایت می‌کرد.

while the movie was entertaining, the pacing felt a bit pokey.

در حالی که فیلم سرگرم‌کننده بود، سرعت آن کمی کند به نظر می‌رسید.

the pokey delivery service made her wait longer than expected.

خدمات تحویل کند باعث شد بیشتر از حد انتظار منتظر بماند.

he described his new job as pokey but stable.

او شغل جدیدش را کند اما پایدار توصیف کرد.

they took a pokey stroll through the park, enjoying the scenery.

آنها در حالی که از مناظر لذت می‌بردند، در پارک قدمی کند زدند.

the new bike was pokey compared to her old racing model.

دوچرخه جدید در مقایسه با مدل مسابقه‌ای قدیمی او کند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید