polemist

[ایالات متحده]/ˈpɒləmɪst/
[بریتانیا]/ˈpoʊləmɪst/

ترجمه

n. فردی که بحث می‌کند یا مناقشه می‌کند؛ فردی که در استدلال مهارت دارد
Word Forms
جمعpolemists

عبارات و ترکیب‌ها

polemist debate

بحثِ مناظره

polemist stance

موضعِ مناظر

polemist argument

استدلالِ مناظر

polemist view

دیدگاهِ مناظر

polemist position

جایگاهِ مناظر

polemist rhetoric

بیانِ مناظر

polemist style

سبکِ مناظر

polemist tactics

تاکتیک‌های مناظر

polemist critique

انتقادِ مناظر

polemist discourse

گفتمانِ مناظر

جملات نمونه

the polemist challenged the prevailing views in the debate.

مدافع مناظره، نظرات رایج را در بحث به چالش کشید.

as a skilled polemist, she often won arguments.

همانطور که یک مناظر ماهر بود، اغلب بحث ها را می برد.

the polemist's sharp words caught everyone’s attention.

کلمات تند مناظر توجه همه را جلب کرد.

he was known as a polemist who never backed down.

او به عنوان مناظری شناخته می شد که هرگز عقب نشینی نمی کرد.

the polemist wrote extensively on controversial topics.

مناظر به طور گسترده در مورد موضوعات بحث برانگیز نوشت.

in the forum, the polemist stirred up passionate discussions.

در انجمن، مناظر بحث های پرشور را برانگیخت.

her reputation as a polemist made her a sought-after speaker.

شهرت او به عنوان مناظر باعث شد که یک سخنران مورد تقاضا باشد.

the polemist's arguments were both compelling and provocative.

استدلال های مناظر هم قانع کننده و هم تحریک آمیز بودند.

he often found himself in the role of a polemist.

او اغلب خود را در نقش یک مناظر می یافت.

the polemist's insights challenged conventional wisdom.

بینش های مناظر، خرد متعارف را به چالش کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید