polygynies

[ایالات متحده]/pəˈlɪdʒɪniz/
[بریتانیا]/pəˈlɪdʒɪniz/

ترجمه

n. عمل یا وضعیت داشتن چند همسر

عبارات و ترکیب‌ها

polygynies in nature

پلی‌گینی در طبیعت

polygynies and mating

پلی‌گینی و جفت‌گیری

polygynies among species

پلی‌گینی در میان گونه‌ها

polygynies in culture

پلی‌گینی در فرهنگ

polygynies and evolution

پلی‌گینی و تکامل

polygynies in society

پلی‌گینی در جامعه

polygynies and genetics

پلی‌گینی و ژنتیک

polygynies in animals

پلی‌گینی در حیوانات

polygynies and behavior

پلی‌گینی و رفتار

polygynies in plants

پلی‌گینی در گیاهان

جملات نمونه

polygynies can be observed in various species of insects.

می‌توان پلي‌گيني را در گونه‌های مختلف حشرات مشاهده کرد.

understanding polygynies is important in studying animal behavior.

درک پلي‌گيني برای مطالعه رفتار حیوانات مهم است.

some cultures practice polygynies as a social norm.

برخی از فرهنگ‌ها پلي‌گيني را به عنوان یک هنجار اجتماعی انجام می‌دهند.

research on polygynies has increased in recent years.

تحقیقات در مورد پلي‌گيني در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

polygynies can lead to complex family dynamics.

پلي‌گيني می‌تواند منجر به پویایی خانواده پیچیده شود.

in some species, polygynies can enhance reproductive success.

در برخی گونه‌ها، پلي‌گيني می‌تواند موفقیت تولید مثل را افزایش دهد.

polygynies often raise questions about gender roles.

پلي‌گيني اغلب سؤالاتی را در مورد نقش‌های جنسیتی مطرح می‌کند.

ecologists study polygynies to understand mating strategies.

اکولوژیست‌ها پلي‌گيني را برای درک استراتژی‌های جفت‌گیری مطالعه می‌کنند.

polygynies may influence the genetic diversity of a population.

پلي‌گيني ممکن است بر تنوع ژنتیکی یک جمعیت تأثیر بگذارد.

some animals exhibit polygynies as a survival strategy.

برخی از حیوانات پلي‌گيني را به عنوان یک استراتژی بقا نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید