polymodal input
ورودی چند وجهی
polymodal system
سیستم چند وجهی
polymodal approach
رویکرد چند وجهی
polymodal data
دادههای چند وجهی
polymodal processing
پردازش چند وجهی
polymodally integrated
یکپارچه چند وجهی
polymodal features
ویژگیهای چند وجهی
polymodal interaction
تعامل چند وجهی
polymodal learning
یادگیری چند وجهی
polymodal representation
بازنمایی چند وجهی
the study investigated a polymodal approach to sensory stimulation.
مطالعه یک رویکرد چندوجهی به تحریک حسی را بررسی کرد.
polymodal transport options offer greater flexibility for commuters.
گزینههای حملونقل چندوجهی انعطافپذیری بیشتری را برای مسافران ارائه میدهند.
we designed a polymodal interface combining visual and auditory cues.
ما یک رابط چندوجهی طراحی کردیم که ترکیبی از نشانههای بصری و شنیداری است.
the artist used a polymodal style blending painting and sculpture.
هنرمند از یک سبک چندوجهی استفاده کرد که نقاشی و مجسمهسازی را با هم ترکیب میکرد.
polymodal learning experiences can enhance student engagement.
تجربههای یادگیری چندوجهی میتوانند تعامل دانشآموزان را افزایش دهند.
the system supports polymodal data input from various sources.
سیستم از وارد کردن دادههای چندوجهی از منابع مختلف پشتیبانی میکند.
a polymodal marketing campaign reached a wider audience.
یک کمپین بازاریابی چندوجهی به مخاطبان گستردهتری رسید.
the child demonstrated a polymodal response to the stimulus.
کودک یک پاسخ چندوجهی به محرک نشان داد.
polymodal communication strategies are crucial for accessibility.
استراتژیهای ارتباطی چندوجهی برای دسترسی حیاتی هستند.
the software analyzes polymodal feedback to improve performance.
نرمافزار بازخورد چندوجهی را برای بهبود عملکرد تجزیه و تحلیل میکند.
the museum exhibit featured a polymodal presentation of artifacts.
نمایشگاه موزه یک ارائه چندوجهی از آثار باستانی را ارائه میکرد.
polymodal input
ورودی چند وجهی
polymodal system
سیستم چند وجهی
polymodal approach
رویکرد چند وجهی
polymodal data
دادههای چند وجهی
polymodal processing
پردازش چند وجهی
polymodally integrated
یکپارچه چند وجهی
polymodal features
ویژگیهای چند وجهی
polymodal interaction
تعامل چند وجهی
polymodal learning
یادگیری چند وجهی
polymodal representation
بازنمایی چند وجهی
the study investigated a polymodal approach to sensory stimulation.
مطالعه یک رویکرد چندوجهی به تحریک حسی را بررسی کرد.
polymodal transport options offer greater flexibility for commuters.
گزینههای حملونقل چندوجهی انعطافپذیری بیشتری را برای مسافران ارائه میدهند.
we designed a polymodal interface combining visual and auditory cues.
ما یک رابط چندوجهی طراحی کردیم که ترکیبی از نشانههای بصری و شنیداری است.
the artist used a polymodal style blending painting and sculpture.
هنرمند از یک سبک چندوجهی استفاده کرد که نقاشی و مجسمهسازی را با هم ترکیب میکرد.
polymodal learning experiences can enhance student engagement.
تجربههای یادگیری چندوجهی میتوانند تعامل دانشآموزان را افزایش دهند.
the system supports polymodal data input from various sources.
سیستم از وارد کردن دادههای چندوجهی از منابع مختلف پشتیبانی میکند.
a polymodal marketing campaign reached a wider audience.
یک کمپین بازاریابی چندوجهی به مخاطبان گستردهتری رسید.
the child demonstrated a polymodal response to the stimulus.
کودک یک پاسخ چندوجهی به محرک نشان داد.
polymodal communication strategies are crucial for accessibility.
استراتژیهای ارتباطی چندوجهی برای دسترسی حیاتی هستند.
the software analyzes polymodal feedback to improve performance.
نرمافزار بازخورد چندوجهی را برای بهبود عملکرد تجزیه و تحلیل میکند.
the museum exhibit featured a polymodal presentation of artifacts.
نمایشگاه موزه یک ارائه چندوجهی از آثار باستانی را ارائه میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید