fresh pomfret
سنگسر تازه
steamed pomfret
سنگسر بخارپز
fried pomfret
سنگسر سرخشده
pomfret curry
کاري سنگسر
pomfret fillet
فیله سنگسر
grilled pomfret
سنگسر گریل شده
pomfret soup
سوپ سنگسر
pomfret steak
استیک سنگسر
pomfret recipe
دستور پخت سنگسر
pomfret market
بازار سنگسر
we ordered a delicious pomfret for dinner.
ما یک پومفریت خوشمزه برای شام سفارش دادیم.
the chef prepared a spicy pomfret curry.
سرآشپز یک خوراک کاری تند پومفریت تهیه کرد.
pomfret is popular in many asian cuisines.
پومفریت در بسیاری از غذاهای آسیایی محبوب است.
we caught a large pomfret during our fishing trip.
ما یک پومفریت بزرگ را در سفر ماهیگیری خود گرفتیم.
she prefers grilled pomfret over fried fish.
او ترجیح می دهد پومفریت گریل شده را به جای ماهی سرخ شده.
pomfret is known for its tender and flaky meat.
پومفریت به دلیل گوشت لطیف و پوسته پوسته اش شناخته شده است.
they served pomfret with a side of steamed vegetables.
آنها پومفریت را با یک طرف سبزیجات بخارپز سرو کردند.
pomfret can be found in both freshwater and saltwater.
پومفریت را می توان هم در آب شیرین و هم در آب شور یافت.
we enjoyed a pomfret fillet at the seafood restaurant.
ما از یک فیله پومفریت در رستوران غذاهای دریایی لذت بردیم.
my grandmother used to cook pomfret for special occasions.
مادربزرگم همیشه پومفریت را برای مناسبت های خاص طبخ می کرد.
fresh pomfret
سنگسر تازه
steamed pomfret
سنگسر بخارپز
fried pomfret
سنگسر سرخشده
pomfret curry
کاري سنگسر
pomfret fillet
فیله سنگسر
grilled pomfret
سنگسر گریل شده
pomfret soup
سوپ سنگسر
pomfret steak
استیک سنگسر
pomfret recipe
دستور پخت سنگسر
pomfret market
بازار سنگسر
we ordered a delicious pomfret for dinner.
ما یک پومفریت خوشمزه برای شام سفارش دادیم.
the chef prepared a spicy pomfret curry.
سرآشپز یک خوراک کاری تند پومفریت تهیه کرد.
pomfret is popular in many asian cuisines.
پومفریت در بسیاری از غذاهای آسیایی محبوب است.
we caught a large pomfret during our fishing trip.
ما یک پومفریت بزرگ را در سفر ماهیگیری خود گرفتیم.
she prefers grilled pomfret over fried fish.
او ترجیح می دهد پومفریت گریل شده را به جای ماهی سرخ شده.
pomfret is known for its tender and flaky meat.
پومفریت به دلیل گوشت لطیف و پوسته پوسته اش شناخته شده است.
they served pomfret with a side of steamed vegetables.
آنها پومفریت را با یک طرف سبزیجات بخارپز سرو کردند.
pomfret can be found in both freshwater and saltwater.
پومفریت را می توان هم در آب شیرین و هم در آب شور یافت.
we enjoyed a pomfret fillet at the seafood restaurant.
ما از یک فیله پومفریت در رستوران غذاهای دریایی لذت بردیم.
my grandmother used to cook pomfret for special occasions.
مادربزرگم همیشه پومفریت را برای مناسبت های خاص طبخ می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید