ponderously slow
به کندی و سنگینی
ponderously heavy
به سنگینی
ponderously dull
به کندی و کسالت
ponderously serious
به کندی و جدی
ponderously large
بزرگ و سنگین
ponderously deep
به کندی و عمیق
ponderously complex
پیچیده و سنگین
ponderously quiet
آرام و سنگین
ponderously thoughtful
متفکرانه و سنگین
ponderously formal
رسمی و سنگین
the elephant moved ponderously through the dense jungle.
فیل به آرامی و با وقار از میان جنگل انبوه عبور کرد.
she spoke ponderously, weighing each word carefully.
او با دقت و تأمل صحبت کرد و هر کلمه را با دقت سنجید.
the ship sailed ponderously across the calm sea.
کشتی به آرامی و با وقار از روی دریا آرام عبور کرد.
he ponderously considered his options before making a decision.
او قبل از تصمیمگیری، گزینههای خود را با دقت و تأمل در نظر گرفت.
the old man walked ponderously up the hill.
مرد پیر به آرامی و با وقار از تپه بالا رفت.
the lecture was delivered ponderously, causing some students to lose interest.
سخنرانی به آرامی و با وقار ارائه شد که باعث شد برخی از دانشجویان بیعلاقه شوند.
she ponderously flipped through the pages of the heavy book.
او با دقت و تأمل صفحات کتاب سنگین را ورق زد.
the bear moved ponderously, searching for food.
خرس به آرامی و با وقار در حال جستجو برای غذا بود.
the car moved ponderously through the thick traffic.
ماشین به آرامی و با وقار از میان ترافیک سنگین عبور کرد.
he ponderously explained the complex theory to the students.
او به آرامی و با وقار تئوری پیچیده را برای دانشجویان توضیح داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید