ponss

[ایالات متحده]/pɔnz/
[بریتانیا]/pɔnz/

ترجمه

n. یک اصطلاح آناتومیکی که به بخشی از مغز اشاره دارد که ساختارهای مختلف را متصل می‌کند؛ یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

ponss game

بازی پونس

ponss strategy

استراتژی پونس

ponss rules

قوانین پونس

ponss player

بازیکن پونس

ponss team

تیم پونس

ponss match

مسابقه پونس

ponss score

امتیاز پونس

ponss challenge

چالش پونس

ponss tournament

تورنمنت پونس

ponss league

لیگ پونس

جملات نمونه

he always ponss his friends when they are in trouble.

او همیشه از دوستانش حمایت می‌کند وقتی در مشکل هستند.

she ponss her ideas during the meeting.

او ایده‌های خود را در طول جلسه مطرح می‌کند.

we need to ponss our resources wisely.

ما باید منابع خود را به طور عاقلانه به کار بگیریم.

he ponss a lot of time into his studies.

او زمان زیادی را صرف تحصیل خود می‌کند.

they ponss their vacation plans for next summer.

آنها برنامه‌های تعطیلات خود را برای تابستان آینده برنامه‌ریزی می‌کنند.

she ponss her favorite book on the shelf.

او کتاب مورد علاقه خود را روی قفسه می‌گذارد.

we should ponss our expectations for the project.

ما باید انتظارات خود را برای پروژه تنظیم کنیم.

he ponss his feelings through writing.

او احساسات خود را از طریق نوشتن بیان می‌کند.

they ponss their efforts to improve the community.

آنها تلاش خود را برای بهبود جامعه به کار می‌گیرند.

she ponss her skills in the job application.

او مهارت‌های خود را در درخواست شغل نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید