pooped out
خسته و کوفته
feeling pooped
احساس خستگی شدید
totally pooped
کاملاً خسته
pooped puppy
سگ خسته
pooped kid
بچه خسته
pooped parent
والدین خسته
pooped after
بعد از خسته شدن
pooped from
خسته از
really pooped
واقعاً خسته
the dog pooped in the yard.
سگ در حیاط دستشویی کرد.
she realized she pooped her pants.
او متوجه شد که شلوارش را دستشویی کرده است.
the baby pooped right after eating.
نوزاد بلافاصله پس از خوردن دستشویی کرد.
he pooped out of excitement.
او از هیجان دستشویی کرد.
they found out the puppy had pooped on the carpet.
آنها متوجه شدند که توله سگ روی فرش دستشویی کرده است.
after the long walk, the dog pooped on the sidewalk.
بعد از پیادهروی طولانی، سگ روی پیادهرو دستشویی کرد.
she quickly cleaned up the mess when the baby pooped.
وقتی نوزاد دستشویی کرد، او به سرعت آشفتگی را تمیز کرد.
the toddler proudly announced that he pooped.
کودک نوپا با افتخار اعلام کرد که دستشویی کرده است.
he felt embarrassed when he pooped during the meeting.
وقتی در حین جلسه دستشویی کرد، او احساس شرمندگی کرد.
after eating, the dog usually poops in the same spot.
بعد از خوردن، سگ معمولاً در همان نقطه دستشویی میکند.
pooped out
خسته و کوفته
feeling pooped
احساس خستگی شدید
totally pooped
کاملاً خسته
pooped puppy
سگ خسته
pooped kid
بچه خسته
pooped parent
والدین خسته
pooped after
بعد از خسته شدن
pooped from
خسته از
really pooped
واقعاً خسته
the dog pooped in the yard.
سگ در حیاط دستشویی کرد.
she realized she pooped her pants.
او متوجه شد که شلوارش را دستشویی کرده است.
the baby pooped right after eating.
نوزاد بلافاصله پس از خوردن دستشویی کرد.
he pooped out of excitement.
او از هیجان دستشویی کرد.
they found out the puppy had pooped on the carpet.
آنها متوجه شدند که توله سگ روی فرش دستشویی کرده است.
after the long walk, the dog pooped on the sidewalk.
بعد از پیادهروی طولانی، سگ روی پیادهرو دستشویی کرد.
she quickly cleaned up the mess when the baby pooped.
وقتی نوزاد دستشویی کرد، او به سرعت آشفتگی را تمیز کرد.
the toddler proudly announced that he pooped.
کودک نوپا با افتخار اعلام کرد که دستشویی کرده است.
he felt embarrassed when he pooped during the meeting.
وقتی در حین جلسه دستشویی کرد، او احساس شرمندگی کرد.
after eating, the dog usually poops in the same spot.
بعد از خوردن، سگ معمولاً در همان نقطه دستشویی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید