| جمع | poopers |
party pooper
خراب کننده مهمانی
pooper scooper
جمع کننده فضولات
pooper stopper
جلوگیرنده فضولات
pooper dooper
فضولات کننده
lazy pooper
فضولتی که تنبلی میکند
little pooper
فضول کوچک
happy pooper
فضول شاد
silly pooper
فضول احمق
big pooper
فضول بزرگ
funny pooper
فضول خندهدار
the dog is a little pooper when it comes to training.
سگ وقتی صحبت از آموزش میشود، کمی بدجنسی میکند.
my toddler is a notorious pooper at the playground.
کودک من در زمین بازی، به طرز مشهور و زننده ای رفتار میکند.
don't be a pooper; join us for the fun!
منفی نباشید؛ به ما بپیوندید و خوش بگذرانید!
she called him a pooper for ruining the surprise party.
او او را به خاطر خراب کردن مهمانی غافلگیری، بدنام خواند.
the kids were being poopers during the long car ride.
بچه ها در طول سفر طولانی، رفتار زننده ای داشتند.
he’s always such a pooper when it comes to late-night plans.
وقتی صحبت از برنامههای شبانه میشود، او همیشه چنین رفتار زننده ای دارد.
don't be a pooper; let's enjoy the concert!
منفی نباشید؛ از کنسرت لذت ببریم!
she laughed and called her friend a pooper for being so serious.
او خندید و دوست خود را به خاطر جدیت زیاد، بدنام خواند.
the cat is a little pooper when it comes to using the litter box.
گربه وقتی صحبت از استفاده از جعبه خاک میشود، کمی بدجنسی میکند.
he doesn't want to be the pooper of the group.
او نمیخواهد بدنام گروه باشد.
party pooper
خراب کننده مهمانی
pooper scooper
جمع کننده فضولات
pooper stopper
جلوگیرنده فضولات
pooper dooper
فضولات کننده
lazy pooper
فضولتی که تنبلی میکند
little pooper
فضول کوچک
happy pooper
فضول شاد
silly pooper
فضول احمق
big pooper
فضول بزرگ
funny pooper
فضول خندهدار
the dog is a little pooper when it comes to training.
سگ وقتی صحبت از آموزش میشود، کمی بدجنسی میکند.
my toddler is a notorious pooper at the playground.
کودک من در زمین بازی، به طرز مشهور و زننده ای رفتار میکند.
don't be a pooper; join us for the fun!
منفی نباشید؛ به ما بپیوندید و خوش بگذرانید!
she called him a pooper for ruining the surprise party.
او او را به خاطر خراب کردن مهمانی غافلگیری، بدنام خواند.
the kids were being poopers during the long car ride.
بچه ها در طول سفر طولانی، رفتار زننده ای داشتند.
he’s always such a pooper when it comes to late-night plans.
وقتی صحبت از برنامههای شبانه میشود، او همیشه چنین رفتار زننده ای دارد.
don't be a pooper; let's enjoy the concert!
منفی نباشید؛ از کنسرت لذت ببریم!
she laughed and called her friend a pooper for being so serious.
او خندید و دوست خود را به خاطر جدیت زیاد، بدنام خواند.
the cat is a little pooper when it comes to using the litter box.
گربه وقتی صحبت از استفاده از جعبه خاک میشود، کمی بدجنسی میکند.
he doesn't want to be the pooper of the group.
او نمیخواهد بدنام گروه باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید