pooper

[ایالات متحده]/ˈpuːpə/
[بریتانیا]/ˈpuːpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا حیوانی که مدفوع می‌کند
Word Forms
جمعpoopers

عبارات و ترکیب‌ها

party pooper

خراب کننده مهمانی

pooper scooper

جمع کننده فضولات

pooper stopper

جلوگیرنده فضولات

pooper dooper

فضولات کننده

lazy pooper

فضولتی که تنبلی می‌کند

little pooper

فضول کوچک

happy pooper

فضول شاد

silly pooper

فضول احمق

big pooper

فضول بزرگ

funny pooper

فضول خنده‌دار

جملات نمونه

the dog is a little pooper when it comes to training.

سگ وقتی صحبت از آموزش می‌شود، کمی بدجنسی می‌کند.

my toddler is a notorious pooper at the playground.

کودک من در زمین بازی، به طرز مشهور و زننده ای رفتار می‌کند.

don't be a pooper; join us for the fun!

منفی نباشید؛ به ما بپیوندید و خوش بگذرانید!

she called him a pooper for ruining the surprise party.

او او را به خاطر خراب کردن مهمانی غافلگیری، بدنام خواند.

the kids were being poopers during the long car ride.

بچه ها در طول سفر طولانی، رفتار زننده ای داشتند.

he’s always such a pooper when it comes to late-night plans.

وقتی صحبت از برنامه‌های شبانه می‌شود، او همیشه چنین رفتار زننده ای دارد.

don't be a pooper; let's enjoy the concert!

منفی نباشید؛ از کنسرت لذت ببریم!

she laughed and called her friend a pooper for being so serious.

او خندید و دوست خود را به خاطر جدیت زیاد، بدنام خواند.

the cat is a little pooper when it comes to using the litter box.

گربه وقتی صحبت از استفاده از جعبه خاک می‌شود، کمی بدجنسی می‌کند.

he doesn't want to be the pooper of the group.

او نمی‌خواهد بدنام گروه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید