poop jokes
شوخیهای مربوط به مدفوع
scoop the poop
جمعآوری مدفوع
dog poop
مدفوع سگ
poop emoji
ایموجی مدفوع
poop scoop
اسکوپ مدفوع
poop bag
کیسه مدفوع
poop stain
لکهی مدفوع
poop prank
جک مدفوع
baby poop
مدفوع نوزاد
poop deck
عرشه عقب
poop out of a race.
خروج از مسابقه
No more pooper scooper for cleaning up dog poop !
دیگر خبری از بیل جمع کننده مدفوع سگ نیست!
I was pooped and just flopped into bed.
من خسته بودم و درست به رختخواب افتادم.
She gave me all the poop on the company party.
او تمام اطلاعات مربوط به مهمانی شرکت را به من داد.
A common ingredient found in poop is called skatole.
یک ماده رایج که در مدفوع یافت می شود اسکاتول نامیده می شود.
I hate to be a party-pooper, but I've got to catch the last train.
متاسفم که باید حال و هوا را خراب کنم، اما باید قطار آخر را بگیرم.
The jammed universal fairleader on poop deck to be freed up, regreased so as to make it work in good order.
رهای کردن دستگاه هدایتگر جهانی گیر کرده در عرشه عقب، روانکاری مجدد تا به خوبی کار کند.
13958681890 This ship shall be of all steel welded construction with one continuous deck, bulbous stern, bulbous bow, single propeller, single rudder, forecastle, poop, and of stern-engined type.
13958681890 این کشتی باید از نوع ساختاری فولادی جوشی با یک عرشه پیوسته، عقبگرای برآمده، نوک برآمده، یک پروانه، یک سکان، عرشه جلو، عرشه عقب و از نوع موتور عقب باشد.
poop jokes
شوخیهای مربوط به مدفوع
scoop the poop
جمعآوری مدفوع
dog poop
مدفوع سگ
poop emoji
ایموجی مدفوع
poop scoop
اسکوپ مدفوع
poop bag
کیسه مدفوع
poop stain
لکهی مدفوع
poop prank
جک مدفوع
baby poop
مدفوع نوزاد
poop deck
عرشه عقب
poop out of a race.
خروج از مسابقه
No more pooper scooper for cleaning up dog poop !
دیگر خبری از بیل جمع کننده مدفوع سگ نیست!
I was pooped and just flopped into bed.
من خسته بودم و درست به رختخواب افتادم.
She gave me all the poop on the company party.
او تمام اطلاعات مربوط به مهمانی شرکت را به من داد.
A common ingredient found in poop is called skatole.
یک ماده رایج که در مدفوع یافت می شود اسکاتول نامیده می شود.
I hate to be a party-pooper, but I've got to catch the last train.
متاسفم که باید حال و هوا را خراب کنم، اما باید قطار آخر را بگیرم.
The jammed universal fairleader on poop deck to be freed up, regreased so as to make it work in good order.
رهای کردن دستگاه هدایتگر جهانی گیر کرده در عرشه عقب، روانکاری مجدد تا به خوبی کار کند.
13958681890 This ship shall be of all steel welded construction with one continuous deck, bulbous stern, bulbous bow, single propeller, single rudder, forecastle, poop, and of stern-engined type.
13958681890 این کشتی باید از نوع ساختاری فولادی جوشی با یک عرشه پیوسته، عقبگرای برآمده، نوک برآمده، یک پروانه، یک سکان، عرشه جلو، عرشه عقب و از نوع موتور عقب باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید