science popularizer
تبلیغکننده علم
popularizer of ideas
تبلیغکننده ایدهها
cultural popularizer
تبلیغکننده فرهنگ
popularizer of knowledge
تبلیغکننده دانش
popularizer of science
تبلیغکننده علم
health popularizer
تبلیغکننده سلامت
popularizer of art
تبلیغکننده هنر
technology popularizer
تبلیغکننده فناوری
popularizer of culture
تبلیغکننده فرهنگ
environmental popularizer
تبلیغکننده محیط زیست
the popularizer of the new technology gave a compelling presentation.
طرفدار محبوب فناوری جدید، یک ارائه قانعکننده ارائه داد.
as a popularizer of science, she makes complex topics accessible to everyone.
به عنوان یک ترویجکننده علم، او موضوعات پیچیده را برای همه قابل دسترس میکند.
the popularizer helped bridge the gap between experts and the public.
طرفدار محبوب به پر کردن شکاف بین متخصصان و مردم کمک کرد.
he became a popularizer of healthy eating habits through his blog.
او از طریق وبلاگ خود به یک ترویجکننده عادات غذایی سالم تبدیل شد.
the popularizer's efforts led to a greater awareness of environmental issues.
تلاشهای طرفدار محبوب منجر به افزایش آگاهی در مورد مسائل زیستمحیطی شد.
she was recognized as a popularizer of traditional arts in her community.
او به عنوان یک ترویجکننده هنرهای سنتی در جامعه خود شناخته شد.
the popularizer used social media to reach a wider audience.
طرفدار محبوب از رسانههای اجتماعی برای رسیدن به مخاطبان گستردهتر استفاده کرد.
his role as a popularizer has changed the way people view science.
نقش او به عنوان یک ترویجکننده، نحوه نگرش مردم به علم را تغییر داده است.
the popularizer organized workshops to educate the public.
طرفدار محبوب کارگاههایی را برای آموزش مردم سازماندهی کرد.
she aspires to be a popularizer of innovative ideas in technology.
او خواهان این است که به یک ترویجکننده ایدههای نوآورانه در فناوری تبدیل شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید