position-based

[ایالات متحده]/[ˈpɒzɪʃən beɪst]/
[بریتانیا]/[ˈpɑːzɪʃən beɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مبنی بر یا مربوط به موقعیت؛ استفاده از موقعیت به عنوان عامل اصلی یا تعیین‌کننده؛ تعیین شده توسط یا وابسته به موقعیت.

عبارات و ترکیب‌ها

position-based pricing

قیمت گذاری مبتنی بر موقعیت

position-based strategy

استراتژی مبتنی بر موقعیت

position-based analysis

تحلیل مبتنی بر موقعیت

position-based system

سیستم مبتنی بر موقعیت

position-based data

داده های مبتنی بر موقعیت

position-based services

خدمات مبتنی بر موقعیت

position-based targeting

هدف گیری مبتنی بر موقعیت

position-based approach

رویکرد مبتنی بر موقعیت

position-based tracking

پیگیری مبتنی بر موقعیت

جملات نمونه

the company uses a position-based salary structure to reward performance.

شرکت از ساختار حقوق مبتنی بر موقعیت برای پاداش دادن به عملکرد استفاده می کند.

our security system relies on position-based access controls for different areas.

سیستم امنیتی ما بر روی کنترل دسترسی مبتنی بر موقعیت برای مناطق مختلف تکیه می کند.

the navigation app uses a position-based tracking system to guide drivers.

اپلیکیشن راهنمایی از یک سیستم ردیابی مبتنی بر موقعیت برای راهنمایی رانندگان استفاده می کند.

we implemented a position-based inventory management system to optimize stock levels.

ما یک سیستم مدیریت موجودی مبتنی بر موقعیت را پیاده سازی کردیم تا سطح موجودی را بهینه کنیم.

the game features a position-based combat system where strategy is key.

این بازی یک سیستم جنگ مبتنی بر موقعیت دارد که در آن استراتژی کلیدی است.

the marketing campaign utilized a position-based targeting strategy to reach the right audience.

کمپین بازاریابی از یک استراتژی هدف گذاری مبتنی بر موقعیت برای دست یافتن به مخاطب مناسب استفاده کرد.

the robot's movements are controlled by a position-based feedback loop.

حرکات ربات توسط یک حلقه بازخورد مبتنی بر موقعیت کنترل می شود.

the research project explored a position-based approach to urban planning.

پروژه تحقیقاتی روی رویکردی مبتنی بر موقعیت در برنامه ریزی شهری مورد بررسی قرار داد.

the delivery service uses a position-based routing algorithm to optimize routes.

سرویس ارسال از یک الگوریتم مسیریابی مبتنی بر موقعیت برای بهینه سازی مسیرها استفاده می کند.

the museum exhibit included interactive displays based on visitor position.

نمایشگاه موزه نمایشگرهای تعاملی مبتنی بر موقعیت بازدید کنندگان را شامل می شد.

the software offers a position-based alert system for potential hazards.

این نرم افزار یک سیستم هشدار مبتنی بر موقعیت برای خطرات پتانسیلی ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید