positional

[ایالات متحده]/pə'zɪʃənəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به موقعیت یا وضعیت.

عبارات و ترکیب‌ها

positional data

اطلاعات موقعیتی

positional advantage

مزیت موقعیتی

positional warfare

جنگ موقعیتی

positional information

اطلاعات موقعیت

positional cloning

کپی‌برداری موقعیتی

جملات نمونه

the tactics of positional attack

تاکتیک‌های حمله موقعیت‌محور

Toplap is evidence of a nonde-positional hiatus .

توپ‌لپ شواهدی از وقفه غیرموقعیتی است.

United will be forced to make several positional changes.

منچستریونایتد مجبور خواهد شد تغییرات موقعیت‌محور متعددی ایجاد کند.

It reacts action to protect affuse valve,to ensure affuse and capper positional veracity.

این واکنش برای محافظت از دریچه انتشار و اطمینان از صحت موقعیت انتشار و دربپوش عمل می کند.

In contrast, fibroblasts in the adult salamander limb maintain a memory of this information system and can reaccess the positional Hox code in the process of limb regeneration.

در مقابل، فیبروبلاست‌های موجود در اندام لاروی بالغ، خاطره‌ای از این سیستم اطلاعاتی را حفظ می‌کنند و می‌توانند در فرآیند بازسازی اندام، کد هاکس موقعیتی را دوباره به دست آورند.

Working on a comparable timescale, SIM should provide positional information for a subsample of faint stars, thereby probing the most tenuous star streams.

با کار بر روی یک مقیاس زمانی قابل مقایسه، SIM باید اطلاعات مکانی را برای یک زیرنمونه از ستارگان کم‌نور ارائه دهد و بدین ترتیب جریان‌های ستاره‌ای کم‌دوام را بررسی کند.

In the case of invariable of outrigger belt and changing the vertical positional arrangement, the effect on structural inner force, natural vibration period and sidesway were discussed.

در مورد ثابت بودن تسمه نگهدارنده و تغییر در آرایش عمودی، تأثیر آن بر نیروی داخلی سازه، دوره ارتعاش طبیعی و انحراف جانبی مورد بحث قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید