positivities

[ایالات متحده]/ˌpɔzə'tivəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مثبت‌نگری، نگرش یا طرز فکر مثبت

جملات نمونه

She exudes positivity wherever she goes.

او هر جا که می‌رود، حس مثبتی را از خود منتشر می‌کند.

Surround yourself with positivity to attract good energy.

خودتان را با مثبت‌نگری احاطه کنید تا انرژی خوبی را جذب کنید.

Maintaining positivity can help improve mental health.

حفظ مثبت‌نگری می‌تواند به بهبود سلامت روان کمک کند.

She is known for her infectious positivity.

او به خاطر مثبت‌نگری مسری‌اش شناخته می‌شود.

Positivity is a powerful tool for overcoming challenges.

مثبت‌نگری ابزاری قدرتمند برای غلبه بر چالش‌ها است.

He radiates positivity and optimism in everything he does.

او در همه کاری که انجام می‌دهد، حس مثبتی و خوش‌بینی را منتشر می‌کند.

Starting the day with positivity can set the tone for the rest of the day.

شروع روز با مثبت‌نگری می‌تواند لحن بقیه روز را تعیین کند.

Practicing gratitude can enhance feelings of positivity and happiness.

تمرین قدردانی می‌تواند احساسات مثبت و شادی را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید