negativity

[ایالات متحده]/ˌneɡə'tivəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منفی‌نگری، بدبینی

جملات نمونه

It's important to avoid negativity in your life.

اجتناب از منفی‌گرایی در زندگی شما مهم است.

She couldn't shake off the negativity from the bad news.

او نتوانست اثرات منفی اخبار بد را از خود دور کند.

Negativity can have a detrimental impact on your mental health.

منفی‌گرایی می‌تواند تأثیر مخربی بر سلامت روان شما داشته باشد.

He always focuses on the negativity in every situation.

او همیشه بر روی جنبه‌های منفی هر موقعیتی تمرکز می‌کند.

Try to surround yourself with positivity to counteract the negativity.

سعی کنید خود را با مثبت‌گرایی احاطه کنید تا اثرات منفی را خنثی کنید.

Negativity can spread quickly if not addressed promptly.

اگر به سرعت رسیدگی نشود، منفی‌گرایی می‌تواند به سرعت گسترش یابد.

She is known for her tendency towards negativity.

او به دلیل گرایشش به منفی‌گرایی شناخته می‌شود.

Negativity can cloud your judgment and decision-making abilities.

منفی‌گرایی می‌تواند قضاوت و توانایی‌های تصمیم‌گیری شما را مختل کند.

It's important to address and work through any negativity you may be feeling.

مهم است که به هر نوع منفی‌گرایی که احساس می‌کنید رسیدگی و از آن عبور کنید.

Negativity can impact not only your mental health but also your physical well-being.

منفی‌گرایی می‌تواند نه تنها بر سلامت روان شما بلکه بر سلامت جسمی شما نیز تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید