possibleness

[ایالات متحده]/ˈpɒsəblnəs/
[بریتانیا]/ˈpɑsəblnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت امکان‌پذیر بودن؛ امکان.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

we must consider the possibleness of success before starting this project.

باید قبل از شروع این پروژه امکان موفقیت را در نظر بگیریم.

the possibleness of finding a solution depends on available resources.

امکان یافتن راه حل به منابع موجود بستگی دارد.

scientists debate the possibleness of life on other planets.

دانشمندان درباره امکان وجود زندگی در سیارات دیگر بحث می کنند.

she questioned the possibleness of completing the task in one day.

او امکان انجام این کار در یک روز را به سوال کشید.

the possibleness that the plan will work gives us hope.

امکان اینکه این برنامه کار کند ما را امیدوار می کند.

we need to assess the possibleness of various outcomes.

ما باید امکانات نتایج مختلف را ارزیابی کنیم.

he explored the possibleness of traveling to mars in his lifetime.

او امکان سفر به مریخ در طول زندگی خود را بررسی کرد.

the possibleness of winning the championship motivated the team.

امکان برنده شدن در جام تیم را متح剌 می کند.

they discussed the possibleness of changing the schedule.

آنها درباره امکان تغییر برنامه بحث کردند.

the possibleness of failure should not stop us from trying.

امکان شکست ما را از تلاش نکردن باز نگه دارد.

we cannot ignore the possibleness of unexpected complications.

ما نمی توانیم امکان وقوع پیچیدگی های غیرمنتظره را نادیده بگیریم.

the report examines the possibleness of implementing new technology.

گزارش امکان اجرای فناوری جدید را بررسی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید