postcolonial

[ایالات متحده]/ˌpəʊst.kəˈləʊ.ni.əl/
[بریتانیا]/ˌpoʊst.kəˈloʊ.ni.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دوره پس از حکومت استعماری

عبارات و ترکیب‌ها

postcolonial theory

تئوری پسااستعماری

postcolonial studies

مطالعات پسااستعماری

postcolonial identity

هویت پسااستعماری

postcolonial literature

ادبیات پسااستعماری

postcolonial discourse

گفتمان پسااستعماری

postcolonial critique

نقد پسااستعماری

postcolonial feminism

فمینیزم پسااستعماری

postcolonial politics

سیاست پسااستعماری

postcolonial culture

فرهنگ پسااستعماری

جملات نمونه

postcolonial theory offers new insights into cultural identity.

تئوری پسااستعماری بینش‌های جدیدی در مورد هویت فرهنگی ارائه می‌دهد.

many postcolonial writers explore themes of displacement.

بسیاری از نویسندگان پسااستعماری مضامین آوارگی را بررسی می‌کنند.

the postcolonial perspective challenges traditional narratives.

دیدگاه پسااستعماری روایت‌های سنتی را به چالش می‌کشد.

postcolonial studies examine the impact of colonialism.

مطالعات پسااستعماری تأثیر استعمار را بررسی می‌کنند.

there is a growing interest in postcolonial feminism.

علاقه‌ای رو به رشد به فمینیسم پسااستعماری وجود دارد.

postcolonial literature often reflects on historical injustices.

ادبیات پسااستعماری اغلب به بی‌عدالتی‌های تاریخی می‌پردازد.

the postcolonial era has reshaped global politics.

عصر پسااستعماری سیاست جهانی را دوباره شکل داده است.

postcolonial discourse includes voices from marginalized communities.

گفتمان پسااستعماری شامل صداهایی از جوامع به حاشیه رانده شده است.

in postcolonial contexts, language plays a crucial role.

در بافتارهای پسااستعماری، زبان نقش مهمی ایفا می‌کند.

postcolonial critiques often reveal power dynamics in society.

نقد‌های پسااستعملی اغلب نشان‌دهنده پویایی قدرت در جامعه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید