posterboard

[ایالات متحده]/ˈpəʊstəbɔːd/
[بریتانیا]/ˈpoʊstərbɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تابلو سخت که برای نمایش پوستر یا تبلیغات استفاده می‌شود؛ نوعی کاغذ یا کarton ضخیم که برای ساخت پوسترها استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the students created colorful posterboard signs for the school fair.

دانش‌آموزان نمادهای رنگی روی تابلوهای پوستر را برای بازاریابی مدرسه ساختند.

she used a marker to write the title on the posterboard.

او از یک مارکر برای نوشتن عنوان روی تابلو پوستر استفاده کرد.

the posterboard presentation explained the history of the museum.

پوستر توضیحی در مورد تاریخ موزه ارائه شد.

we mounted the photographs onto large posterboard for the exhibit.

ما عکس‌ها را روی تابلوهای بزرگ پوستر برای نمایشگاه نصب کردیم.

the teacher asked the children to draw pictures on posterboard.

معلم از کودکان خواست که روی تابلوهای پوستر نقاشی کنند.

he cut the letters out of colored posterboard.

او حروف را از تابلوهای رنگی پوستر برش داد.

the posterboard display showed the steps of the science experiment.

نمایش تابلو پوستر مراحل آزمایش علمی را نشان داد.

they attached the posterboard to the classroom wall with tape.

آن‌ها تابلو پوستر را با چسب به دیوار کلاس درس متصل کردند.

the posterboard project won first place in the competition.

پروژه تابلو پوستر در مسابقه جایگاه اول را کسب کرد.

we need to buy more posterboard for the art class.

ما نیاز داریم تا برای کلاس هنر بیشتر تابلوهای پوستر بخریم.

the posterboard was too large to fit in the car.

تابلو پوستر بزرگ بود که در اتومobil جا نمی‌شد.

she decorated the posterboard with glitter and stickers.

او تابلو پوستر را با نوران و چسب‌های چاکلیت زیبایی‌بخش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید