glue

[ایالات متحده]/ɡluː/
[بریتانیا]/ɡluː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به هم چسبیدن; مانند چسب چسبیدن
n. ماده‌ای که برای چسباندن چیزها به هم استفاده می‌شود; چسب‌های مختلف
Word Forms
شکل سوم شخص مفردglues
صفت یا فعل حال استمراریgluing
جمعglues
قسمت سوم فعلglued
زمان گذشتهglued

عبارات و ترکیب‌ها

glue gun

تفنگ چسب

glue stick

چسب نویسی

animal glue

چسب حیوانی

hot glue

چسب داغ

glue water

آب چسب

glue applicator

اپلیکاتور چسب

mucilage glue

چسب مخاطی

glue film

فیلم چسب

epoxy glue

چسب اپوکسی

glue joint

اتصال چسب

starch glue

چسب نشاسته‌ای

super glue

چسب فوق قوی

جملات نمونه

a glue with plenty of stick.

یک چسب با مقدار زیادی چسبندگی.

applied glue sparingly to the paper.

چسب را به مقدار کم به کاغذ زدم.

Idealism was the glue that held our group together.

ایدئالیسم چسبی بود که گروه ما را کنار هم نگه داشت.

stick like glue to sb.

چسبیدن به کسی مثل چسب.

He is glued to the television.

او به تلویزیون چسبیده است.

Our eyes were glued to the stage.

چشمان ما به صحنه چسبیده بود.

glue may outgas smelly volatile organic compounds.

چسب ممکن است ترکیبات آلی فرار و بدبو منتشر کند.

He carefully glued each page.

او با دقت هر صفحه را چسباند.

This new glue makes a firmer bond.

این چسب جدید یک پیوند محکم تر ایجاد می کند.

The boy glued the handle onto the cup.

پسر دسته را روی فنجان چسباند.

This glue makes a good firm bond.

این چسب یک پیوند خوب و محکم ایجاد می کند.

It's no use tying it; you have to glue it.

فایده ای ندارد آن را ببندید؛ شما باید آن را بچسبانید.

He glued down the corner of the paper.

او گوشه کاغذ را چسباند.

I glued a piece of wood on to the metal.

من یک تکه چوب را روی فلز چسباند.

He glued the cover to the book.

او جلد را به کتاب چسباند.

Make sure the stamp is properly glued to the envelope.

مطمئن شوید که تمبر به درستی روی پاکت چسبانده شده است.

epoxy glues; epoxy resins.

چسب‌های اپوکسی؛ رزین‌های اپوکسی

Apply a thin coating of glue to the surface.

یک لایه نازک چسب را روی سطح اعمال کنید.

نمونه‌های واقعی

What's the metaphysical glue that glues these stages together?

چه چسبی است که این مراحل را به هم متصل می‌کند؟

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

Do you want to use a glue stick or liquid glue?

آیا می‌خواهید از چسب نویسی یا چسب مایع استفاده کنید؟

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Finally, a ligase enzyme which would be the glue binds the two ends of DNA.

در نهایت، یک آنزیم لیگاز که مانند چسب عمل می‌کند، دو سر DNA را به هم متصل می‌کند.

منبع: Osmosis - Genetics

Yes, please. And I want some glue.

بله، لطفا. و من هم چسب می‌خواهم.

منبع: New Concept English 1

Decoupage is just gluing pretty pictures onto stuff.

دکوپاژ فقط چسباندن عکس‌های زیبا به وسایل است.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

And then we put the glue on, right?

و سپس ما چسب را می‌مالیم، درسته؟

منبع: Children's handicraft class

It goes on well if you glue it evenly.

اگر به طور یکنواخت بچسبانید، خوب از کار می‌افتد.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

If you still think that, you might be sniffing the glue.

اگر هنوز هم اینطور فکر می‌کنید، ممکن است در حال استشمام چسب باشید.

منبع: School has started!

He takes out a patent and begins marketing a super glue.

او یک حق اختراع ثبت می‌کند و شروع به بازاریابی یک چسب فوق العاده می‌کند.

منبع: TED-Ed (video version)

You find some glue or tape and put it back together.

شما مقداری چسب یا نوار پیدا می‌کنید و آن را دوباره کنار هم می‌گذارید.

منبع: Hobby suggestions for React

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید