postsurgical

[ایالات متحده]/ˌpəʊstˈsɜːdʒɪkəl/
[بریتانیا]/ˌpoʊstˈsɜrdʒɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دوره پس از عمل جراحی

عبارات و ترکیب‌ها

postsurgical care

مراقبت‌های پس از جراحی

postsurgical pain

درد پس از جراحی

postsurgical recovery

بهبودی پس از جراحی

postsurgical complications

عوارض پس از جراحی

postsurgical assessment

ارزیابی پس از جراحی

postsurgical guidelines

دستورالعمل‌های پس از جراحی

postsurgical follow-up

پیگیری پس از جراحی

postsurgical instructions

دستورالعمل‌های پس از جراحی

postsurgical management

مدیریت پس از جراحی

postsurgical outcomes

نتایج پس از جراحی

جملات نمونه

the postsurgical recovery period can be challenging.

دوره بهبودی پس از جراحی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

she experienced some postsurgical complications.

او دچار برخی عوارض پس از جراحی شد.

postsurgical care is crucial for healing.

مراقبت‌های پس از جراحی برای بهبودی بسیار مهم هستند.

he was advised to follow a strict postsurgical regimen.

به او توصیه شد یک رژیم پس از جراحی سخت را دنبال کند.

postsurgical pain management is essential for comfort.

مدیریت درد پس از جراحی برای راحتی ضروری است.

they scheduled a postsurgical follow-up appointment.

آنها یک نوبت پیگیری پس از جراحی تعیین کردند.

proper nutrition aids in postsurgical recovery.

تغذیه مناسب به بهبودی پس از جراحی کمک می‌کند.

physical therapy can be beneficial in the postsurgical phase.

فیزیوتراپی می‌تواند در مرحله پس از جراحی مفید باشد.

he felt a sense of relief after the postsurgical check-up.

او بعد از معاینه پس از جراحی احساس رهایی کرد.

understanding postsurgical risks is important for patients.

درک خطرات پس از جراحی برای بیماران مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید