postulating

[ایالات متحده]/ˈpɒstjʊleɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɑːstʃəleɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرض کردن یا پیشنهاد کردن وجود چیزی به عنوان پایه‌ای برای استدلال

عبارات و ترکیب‌ها

postulating theories

ارائه نظریه‌ها

postulating ideas

ارائه ایده‌ها

postulating solutions

ارائه راه حل‌ها

postulating models

ارائه مدل‌ها

postulating concepts

ارائه مفاهیم

postulating hypotheses

ارائه فرضیه‌ها

postulating arguments

ارائه استدلال‌ها

postulating facts

ارائه حقایق

postulating relationships

ارائه روابط

postulating principles

ارائه اصول

جملات نمونه

postulating a theory can lead to new discoveries.

معرفی یک نظریه می‌تواند منجر به کشف‌های جدیدی شود.

scientists are postulating various explanations for the phenomenon.

دانشمندان توضیحات مختلفی برای این پدیده مطرح می‌کنند.

he is postulating that climate change is accelerating.

او حدس می‌زند که تغییرات آب و هوایی در حال سرعت گرفتن است.

the researchers are postulating a link between diet and health.

محققان ارتباطی بین رژیم غذایی و سلامتی را مطرح می‌کنند.

postulating alternative scenarios can help in planning.

ارائه سناریوهای جایگزین می‌تواند به برنامه‌ریزی کمک کند.

they are postulating that life exists on other planets.

آنها حدس می‌زنند که حیات در سایر سیارات وجود دارد.

postulating new hypotheses is essential in scientific research.

ارائه فرضیه‌های جدید برای تحقیقات علمی ضروری است.

she is postulating that the results will vary by region.

او حدس می‌زند که نتایج در مناطق مختلف متفاوت خواهد بود.

postulating the outcome can help in decision-making.

پیش‌بینی نتیجه می‌تواند به تصمیم‌گیری کمک کند.

he enjoys postulating philosophical questions during discussions.

او از مطرح کردن سؤالات فلسفی در طول بحث‌ها لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید