conjecturing

[ایالات متحده]/kənˈdʒɛk.tʃər.ɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈdʒɛk.tʃɚ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تشکیل یک نظر یا تئوری بدون شواهد کافی

عبارات و ترکیب‌ها

conjecturing ideas

ایده‌پردازی

conjecturing outcomes

پیش‌بینی نتایج

conjecturing motives

حدس زدن انگیزه‌ها

conjecturing possibilities

حدس زدن احتمالات

conjecturing theories

حدس زدن نظریه‌ها

conjecturing solutions

حدس زدن راه‌حل‌ها

conjecturing events

حدس زدن رویدادها

conjecturing scenarios

حدس زدن سناریوها

conjecturing facts

حدس زدن حقایق

conjecturing trends

حدس زدن روندها

جملات نمونه

she enjoys conjecturing about the future of technology.

او از حدس زدن در مورد آینده فناوری لذت می برد.

the scientist is conjecturing the results of the experiment.

دانشمند در حال حدس زدن نتایج آزمایش است.

he spent hours conjecturing the reasons behind her decision.

او ساعت ها وقت صرف حدس زدن دلایل تصمیم او کرد.

conjecturing the motives of others can be quite challenging.

حدس زدن انگیزه های دیگران می تواند بسیار چالش برانگیز باشد.

they are conjecturing about the origins of the ancient artifact.

آنها در مورد منشا مصنوعات باستانی حدس می زنند.

conjecturing different scenarios helps in decision-making.

حدس زدن سناریوهای مختلف به تصمیم گیری کمک می کند.

she was conjecturing whether he would accept the job offer.

او در حال حدس زدن بود که آیا او پیشنهاد شغلی را قبول خواهد کرد یا خیر.

conjecturing the impact of climate change is essential for planning.

حدس زدن تأثیر تغییرات آب و هوایی برای برنامه ریزی ضروری است.

he found himself conjecturing about the plot twists in the novel.

او خود را در حال حدس زدن پیچش های داستانی در رمان یافت.

conjecturing the outcome of the game is part of the fun.

حدس زدن نتیجه بازی بخشی از سرگرمی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید