pothers around
پیدا کردن در اطراف
pothers together
پیدا کردن با هم
pothers away
پیدا کردن دور
pothers here
پیدا کردن اینجای
pothers nearby
پیدا کردن نزدیک
pothers first
پیدا کردن اول
pothers now
پیدا کردن حالا
pothers later
پیدا کردن بعداً
pothers out
پیدا کردن بیرون
pothers inside
پیدا کردن داخل
she always pothers about the smallest details.
او همیشه در مورد جزئیات کوچک نگران است.
don't pothers me while i'm trying to concentrate.
وقتی سعی می کنم تمرکز کنم، آزارم نده.
he tends to pothers others with his endless questions.
او معمولاً با سؤالات بی پایانش دیگران را آزار می دهد.
my sister pothers me about my choice of clothes.
خواهر من در مورد انتخاب لباس من آزارم می دهد.
she doesn't realize how much she pothers her friends.
او متوجه نیست که چقدر دوستانش را آزار می دهد.
he loves to pothers his coworkers with jokes.
او عاشق این است که با شوخی همکارانش را آزار دهد.
stop pothersing me with your complaints.
با شکایت های خود دیگرم آزار نده.
she can be quite pothersome at times.
او گاهی اوقات می تواند بسیار آزاردهنده باشد.
he pothers everyone with his constant need for attention.
او با نیاز دائمی اش به توجه، همه را آزار می دهد.
my friends say i pothers them with my stories.
دوستانم می گویند من با داستان هایم آنها را آزار می دهم.
pothers around
پیدا کردن در اطراف
pothers together
پیدا کردن با هم
pothers away
پیدا کردن دور
pothers here
پیدا کردن اینجای
pothers nearby
پیدا کردن نزدیک
pothers first
پیدا کردن اول
pothers now
پیدا کردن حالا
pothers later
پیدا کردن بعداً
pothers out
پیدا کردن بیرون
pothers inside
پیدا کردن داخل
she always pothers about the smallest details.
او همیشه در مورد جزئیات کوچک نگران است.
don't pothers me while i'm trying to concentrate.
وقتی سعی می کنم تمرکز کنم، آزارم نده.
he tends to pothers others with his endless questions.
او معمولاً با سؤالات بی پایانش دیگران را آزار می دهد.
my sister pothers me about my choice of clothes.
خواهر من در مورد انتخاب لباس من آزارم می دهد.
she doesn't realize how much she pothers her friends.
او متوجه نیست که چقدر دوستانش را آزار می دهد.
he loves to pothers his coworkers with jokes.
او عاشق این است که با شوخی همکارانش را آزار دهد.
stop pothersing me with your complaints.
با شکایت های خود دیگرم آزار نده.
she can be quite pothersome at times.
او گاهی اوقات می تواند بسیار آزاردهنده باشد.
he pothers everyone with his constant need for attention.
او با نیاز دائمی اش به توجه، همه را آزار می دهد.
my friends say i pothers them with my stories.
دوستانم می گویند من با داستان هایم آنها را آزار می دهم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید