poundage

[ایالات متحده]/'paʊndɪdʒ/
[بریتانیا]/'paʊndɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هزینه یا مالیاتی که به ازای هر پوند دریافت می‌شود؛ وزن کل به پوند؛ حبس؛ درصد دستمزد در درآمد کل یک کسب و کار.
Word Forms
جمعpoundages

عبارات و ترکیب‌ها

shipping poundage

بار حمل و نقل

excess poundage

اضافه وزن

baggage poundage

وزن بار

جملات نمونه

reduce excess poundage without risking overexertion.

کاهش وزن اضافی بدون خطر فرسودگی.

The poundage of the package exceeded the weight limit.

وزن بسته‌ها از حداکثر وزن مجاز بیشتر بود.

Excessive poundage can lead to health issues.

افزایش بیش از حد وزن می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

She is trying to reduce her poundage through exercise.

او سعی می‌کند با ورزش کردن وزن خود را کاهش دهد.

The poundage fee for the extra luggage was quite high.

هزینه اضافه بار برای چمدان اضافی بسیار زیاد بود.

He was surprised by the poundage of the fish he caught.

او از وزن ماهی که صید کرد متعجب بود.

The poundage of the shipment was accurately recorded.

وزن محموله به طور دقیق ثبت شد.

The poundage of the dumbbells was too heavy for him.

وزن دمبل‌ها برای او خیلی زیاد بود.

The poundage of the produce at the market was reasonable.

وزن محصولات در بازار معقول بود.

She was proud of the poundage she was able to lift at the gym.

او به وزنی که می‌توانست در باشگاه بالا ببرد افتخار می‌کرد.

The poundage of the load on the truck needed to be evenly distributed.

وزن بار روی کامیون باید به طور مساوی توزیع شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید