team powwow
جلسه تیمی
quick powwow
جلسه سریع
informal powwow
جلسه غیررسمی
business powwow
جلسه تجاری
staff powwow
جلسه کارکنان
community powwow
جلسه محلی
powwow session
جلسه هماندیشی
powwow discussion
بحث و گفتگو در مورد جلسه
annual powwow
جلسه سالانه
powwow gathering
همایش جلسه
we should have a powwow to discuss the project details.
ما باید یک جلسه مشورت برگزار کنیم تا جزئیات پروژه را بررسی کنیم.
let's schedule a powwow with the team to brainstorm ideas.
بیایید یک جلسه مشورت با تیم برای بارش ایدهها برنامهریزی کنیم.
the leaders held a powwow to address community concerns.
رهبران یک جلسه مشورت برگزار کردند تا به نگرانیهای جامعه رسیدگی کنند.
after the powwow, everyone felt more informed about the changes.
پس از جلسه مشورت، همه در مورد تغییرات بیشتر آگاه بودند.
we need a powwow to align our strategies for the upcoming quarter.
ما به یک جلسه مشورت برای هماهنگ کردن استراتژیهای خود برای سهماهه آینده نیاز داریم.
she suggested a powwow to resolve the ongoing issues.
او پیشنهاد کرد یک جلسه مشورت برای حل مشکلات در جریان برگزار کنیم.
the powwow was a great opportunity for networking.
جلسه مشورت فرصت خوبی برای شبکهسازی بود.
during the powwow, we shared our successes and challenges.
در طول جلسه مشورت، ما موفقیتها و چالشهای خود را به اشتراک گذاشتیم.
a powwow can help clarify roles and responsibilities.
یک جلسه مشورت میتواند به روشن شدن نقشها و مسئولیتها کمک کند.
they organized a powwow to celebrate the team's achievements.
آنها یک جلسه مشورت برای بزرگداشت دستاوردهای تیم برگزار کردند.
team powwow
جلسه تیمی
quick powwow
جلسه سریع
informal powwow
جلسه غیررسمی
business powwow
جلسه تجاری
staff powwow
جلسه کارکنان
community powwow
جلسه محلی
powwow session
جلسه هماندیشی
powwow discussion
بحث و گفتگو در مورد جلسه
annual powwow
جلسه سالانه
powwow gathering
همایش جلسه
we should have a powwow to discuss the project details.
ما باید یک جلسه مشورت برگزار کنیم تا جزئیات پروژه را بررسی کنیم.
let's schedule a powwow with the team to brainstorm ideas.
بیایید یک جلسه مشورت با تیم برای بارش ایدهها برنامهریزی کنیم.
the leaders held a powwow to address community concerns.
رهبران یک جلسه مشورت برگزار کردند تا به نگرانیهای جامعه رسیدگی کنند.
after the powwow, everyone felt more informed about the changes.
پس از جلسه مشورت، همه در مورد تغییرات بیشتر آگاه بودند.
we need a powwow to align our strategies for the upcoming quarter.
ما به یک جلسه مشورت برای هماهنگ کردن استراتژیهای خود برای سهماهه آینده نیاز داریم.
she suggested a powwow to resolve the ongoing issues.
او پیشنهاد کرد یک جلسه مشورت برای حل مشکلات در جریان برگزار کنیم.
the powwow was a great opportunity for networking.
جلسه مشورت فرصت خوبی برای شبکهسازی بود.
during the powwow, we shared our successes and challenges.
در طول جلسه مشورت، ما موفقیتها و چالشهای خود را به اشتراک گذاشتیم.
a powwow can help clarify roles and responsibilities.
یک جلسه مشورت میتواند به روشن شدن نقشها و مسئولیتها کمک کند.
they organized a powwow to celebrate the team's achievements.
آنها یک جلسه مشورت برای بزرگداشت دستاوردهای تیم برگزار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید