field practicum
کارآموزی میدانی
practicum experience
تجربه کارآموزی
clinical practicum
کارآموزی بالینی
practicum course
درس کارآموزی
practicum placement
محل کارآموزی
practicum project
پروژه کارآموزی
practicum supervisor
ناظر کارآموزی
practicum requirement
الزامات کارآموزی
practicum assessment
ارزیابی کارآموزی
practicum hours
ساعات کارآموزی
she completed her practicum in a local hospital.
او کارآموزی خود را در یک بیمارستان محلی به پایان رساند.
the practicum allowed him to gain hands-on experience.
کارآموزی به او این امکان را داد تا تجربه عملی کسب کند.
many students find their practicum to be a valuable learning opportunity.
بسیاری از دانش آموزان کارآموزی خود را فرصت یادگیری ارزشمندی می دانند.
during her practicum, she learned how to manage a classroom.
در طول کارآموزی، او یاد گرفت که چگونه یک کلاس درس را مدیریت کند.
his practicum was focused on community health initiatives.
کارآموزی او بر طرح های بهداشتی جامعه متمرکز بود.
they were required to submit a report after their practicum.
آنها موظف بودند پس از اتمام کارآموزی خود گزارشی ارائه دهند.
the practicum experience helped her secure a job offer.
تجربه کارآموزی به او کمک کرد تا پیشنهاد شغلی دریافت کند.
students often network during their practicum placements.
دانشجویان اغلب در طول دوره های کارآموزی خود شبکه سازی می کنند.
he enjoyed his practicum at the research lab.
او از کارآموزی خود در آزمایشگاه تحقیقاتی لذت برد.
the practicum involves working closely with experienced professionals.
کارآموزی شامل کار نزدیک با متخصصان با تجربه است.
field practicum
کارآموزی میدانی
practicum experience
تجربه کارآموزی
clinical practicum
کارآموزی بالینی
practicum course
درس کارآموزی
practicum placement
محل کارآموزی
practicum project
پروژه کارآموزی
practicum supervisor
ناظر کارآموزی
practicum requirement
الزامات کارآموزی
practicum assessment
ارزیابی کارآموزی
practicum hours
ساعات کارآموزی
she completed her practicum in a local hospital.
او کارآموزی خود را در یک بیمارستان محلی به پایان رساند.
the practicum allowed him to gain hands-on experience.
کارآموزی به او این امکان را داد تا تجربه عملی کسب کند.
many students find their practicum to be a valuable learning opportunity.
بسیاری از دانش آموزان کارآموزی خود را فرصت یادگیری ارزشمندی می دانند.
during her practicum, she learned how to manage a classroom.
در طول کارآموزی، او یاد گرفت که چگونه یک کلاس درس را مدیریت کند.
his practicum was focused on community health initiatives.
کارآموزی او بر طرح های بهداشتی جامعه متمرکز بود.
they were required to submit a report after their practicum.
آنها موظف بودند پس از اتمام کارآموزی خود گزارشی ارائه دهند.
the practicum experience helped her secure a job offer.
تجربه کارآموزی به او کمک کرد تا پیشنهاد شغلی دریافت کند.
students often network during their practicum placements.
دانشجویان اغلب در طول دوره های کارآموزی خود شبکه سازی می کنند.
he enjoyed his practicum at the research lab.
او از کارآموزی خود در آزمایشگاه تحقیقاتی لذت برد.
the practicum involves working closely with experienced professionals.
کارآموزی شامل کار نزدیک با متخصصان با تجربه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید