prat

[ایالات متحده]/præt/
[بریتانیا]/præt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احمق; نشیمن.
Word Forms
جمعprats

عبارات و ترکیب‌ها

What a prat!

چه خری!

Such a prat!

چنین خری!

جملات نمونه

She prated of the good old days.

او در مورد روزهای خوب گذشته صحبت می‌کرد.

I hate to do anybody down, but I do think that Malcolm is a right prat.

متاسفم که می‌خواهم کسی را ناراحت کنم، اما فکر می‌کنم مالکوم یک آدم احمق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید