pratfalls

[ایالات متحده]/ˈpræt.fɔːl/
[بریتانیا]/ˈpræt.fɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به حالت نشسته افتادن
n. افتادن بر روی نشیمن؛ یک اشتباه یا لغزش خجالت‌آور؛ افتی که awkward یا embarrassing باشد

عبارات و ترکیب‌ها

social pratfall

افتادن اجتماعی

comic pratfall

افتادن خنده‌دار

pratfall effect

اثر سقوط

pratfall humor

خنده به سقوط

pratfall moment

لحظه سقوط

pratfall scene

صحنه سقوط

pratfall comedy

کمدی سقوط

pratfall character

شخصیت سقوط

pratfall strategy

استراتژی سقوط

pratfall reaction

واکنش به سقوط

جملات نمونه

his pratfall during the presentation made everyone laugh.

افتادن او در حین ارائه باعث خنده همه شد.

she turned her pratfall into a funny story.

او سقوط خود را به یک داستان خنده دار تبدیل کرد.

everyone has experienced a pratfall at some point.

همه افراد در طول زندگی خود یک بار سقوط کرده اند.

his pratfall was the highlight of the evening.

سقوط او اوج گرفتن شب بود.

she laughed off her pratfall and continued dancing.

او به خنده واکنش نشان داد و به رقص ادامه داد.

making a pratfall can sometimes break the ice.

گاهی اوقات سقوط کردن می تواند یخ را بشکند.

his pratfall was caught on video and went viral.

سقوط او در ویدیو ضبط شد و به سرعت پخش شد.

she is known for her comedic pratfalls in movies.

او به خاطر سقوط های کمدی اش در فیلم ها شناخته می شود.

they turned his pratfall into a meme.

آنها سقوط او را به یک میم تبدیل کردند.

his pratfall was a classic example of slapstick humor.

سقوط او نمونه ای کلاسیک از طنز خرق کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید