prating

[ایالات متحده]/ˈpreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل صحبت کردن بیش از حد یا بی‌مورد

عبارات و ترکیب‌ها

prating about

در مورد صحبت کردن

prating on

در مورد صحبت کردن

stop prating

حرف زدن متوقف کنید

prating away

با حرف زدن دور کردن

prating nonsense

حرف زدن های پوچ

prating too much

خیلی زیاد حرف زدن

prating loudly

بلند صحبت کردن

prating endlessly

بی وقفه صحبت کردن

prating lightly

به آرامی صحبت کردن

prating cheerfully

با خوشحالی صحبت کردن

جملات نمونه

she was prating about her new job all evening.

او تمام شب درباره شغل جدیدش صحبت می‌کرد.

he couldn't stop prating about his vacation plans.

او نمی‌توانست درباره برنامه‌های تعطیلاتش صحبت کردن را متوقف کند.

they were prating on the phone for hours.

آنها ساعت‌ها از طریق تلفن صحبت می‌کردند.

stop prating and get to the point!

متوقف شوید و به اصل مطلب بروید!

she enjoys prating about her favorite books.

او از صحبت کردن درباره کتاب‌های مورد علاقه‌اش لذت می‌برد.

his friends grew tired of his prating.

دوستانش از صحبت کردن‌های او خسته شدند.

prating can sometimes lead to misunderstandings.

صحبت کردن گاهی اوقات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she spent the afternoon prating with her neighbors.

او بعد از ظهر با همسایگانش صحبت کرد.

he was prating about his achievements at the party.

او در مهمانی درباره دستاوردهای خود صحبت می‌کرد.

they were prating endlessly about politics.

آنها بی‌وقفه درباره سیاست صحبت می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید