praya

[ایالات متحده]/ˈpraɪ.ə/
[بریتانیا]/ˈpraɪ.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پراها (نام جایی در اندونزی)
شکل‌های واژه
جمعprayas

جملات نمونه

praya is a beautiful coastal town in the region.

پراها یک شهر ساحلی زیبایی در منطقه است.

many tourists visit praya every summer for its beaches.

بanyak گردشگران هر تابستان به پراها می‌آیند به دلیل دریاچه‌های آن.

the sunset in praya is absolutely stunning.

غروب خورشید در پراها واقعاً زیباست.

local fishermen in praya wake up very early.

صیادان محلی در پراها بسیار زود بیدار می‌شوند.

praya has become a popular destination for honeymooners.

پراها به یک مقصد محبوب برای زوج‌های جدید تبدیل شده است.

the restaurants in praya serve fresh seafood daily.

رستوران‌های در پراها هر روز ماهی تازه را سرو می‌کنند.

people often take evening walks along the praya coastline.

مردم اغلب در طول ساحل پراها پیاده‌روی‌های عصری می‌کنند.

the luxury resort in praya offers spa services.

هتل لوکس در پراها خدمات سالن مساج را ارائه می‌دهد.

children love building sandcastles on praya beach.

کودکان دوست دارند در ساحل پراها قلعه‌های شن بسازند.

praya remains quiet during the off-season.

پراها در فصل خارج از فعالیت آرام است.

the traditional market in praya opens at dawn.

بازار سنتی در پراها در آغاز روز باز می‌شود.

artists often paint the scenic views of praya.

هنرمندان اغلب مناظر زیبای پراها را نقاشی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید