the pre-millennium era felt simpler, before the internet boom.
دور قبل از هزاره احساس سادهتری داشت، قبل از روند گرمایش اینترنت.
many pre-millennium technologies seem incredibly outdated now.
بیشتر فناوریهای دور قبل از هزاره امروز به نظر میرسد کاملاً قدیمی شدهاند.
he fondly remembers his pre-millennium childhood summers.
او با عشق به یادگاری تابستانهای کودکی خود در دور قبل از هزاره میپردازد.
the pre-millennium music scene was very different from today's.
صحنه موسیقی دور قبل از هزاره بسیار متفاوت از امروز بود.
our pre-millennium business strategy proved ineffective in the long run.
استراتژی کسب و کار ما در دور قبل از هزاره در بلند مدت ناکارآمد ثابت شد.
she still uses a pre-millennium flip phone, much to everyone's amusement.
او هنوز از یک تلفن چرخ دنده دور قبل از هزاره استفاده میکند، که این باعث لذت و خنده دیگران میشود.
the pre-millennium optimism faded after the dot-com bubble burst.
این امیدواری دور قبل از هزاره پس از انفجار حباب دات کام کاهش یافت.
he collected pre-millennium stamps as a hobby.
او به جمعآوری مهرهای دور قبل از هزاره به عنوان یک هواشغl میپرداخت.
the pre-millennium political landscape was significantly altered by 9/11.
منظر سیاسی دور قبل از هزاره به طور قابل توجهی توسط ۹/۱۱ تغییر یافت.
we analyzed pre-millennium market trends to understand current challenges.
ما روندهای بازار دور قبل از هزاره را تحلیل کردیم تا چالشهای فعلی را درک کنیم.
the pre-millennium mindset was characterized by a slower pace of life.
ذهنیت دور قبل از هزاره با سرعت کندتر زندگی مشخص میشد.
the pre-millennium era felt simpler, before the internet boom.
دور قبل از هزاره احساس سادهتری داشت، قبل از روند گرمایش اینترنت.
many pre-millennium technologies seem incredibly outdated now.
بیشتر فناوریهای دور قبل از هزاره امروز به نظر میرسد کاملاً قدیمی شدهاند.
he fondly remembers his pre-millennium childhood summers.
او با عشق به یادگاری تابستانهای کودکی خود در دور قبل از هزاره میپردازد.
the pre-millennium music scene was very different from today's.
صحنه موسیقی دور قبل از هزاره بسیار متفاوت از امروز بود.
our pre-millennium business strategy proved ineffective in the long run.
استراتژی کسب و کار ما در دور قبل از هزاره در بلند مدت ناکارآمد ثابت شد.
she still uses a pre-millennium flip phone, much to everyone's amusement.
او هنوز از یک تلفن چرخ دنده دور قبل از هزاره استفاده میکند، که این باعث لذت و خنده دیگران میشود.
the pre-millennium optimism faded after the dot-com bubble burst.
این امیدواری دور قبل از هزاره پس از انفجار حباب دات کام کاهش یافت.
he collected pre-millennium stamps as a hobby.
او به جمعآوری مهرهای دور قبل از هزاره به عنوان یک هواشغl میپرداخت.
the pre-millennium political landscape was significantly altered by 9/11.
منظر سیاسی دور قبل از هزاره به طور قابل توجهی توسط ۹/۱۱ تغییر یافت.
we analyzed pre-millennium market trends to understand current challenges.
ما روندهای بازار دور قبل از هزاره را تحلیل کردیم تا چالشهای فعلی را درک کنیم.
the pre-millennium mindset was characterized by a slower pace of life.
ذهنیت دور قبل از هزاره با سرعت کندتر زندگی مشخص میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید