| جمع | pre-schools |
pre-school years
سالهای پیشدبستانی
pre-school teacher
معلم پیشدبستانی
pre-school program
برنامه پیشدبستانی
attending pre-school
حضور در پیشدبستانی
pre-school activities
فعالیتهای پیشدبستانی
pre-school child
کودک پیشدبستانی
pre-school education
آموزش پیشدبستانی
pre-school application
ثبتنام پیشدبستانی
pre-school curriculum
برنامه درسی پیشدبستانی
pre-school readiness
آمادگی برای پیشدبستانی
she enjoys attending pre-school and making new friends.
او از رفتن به پیشدبستانی و پیدا کردن دوست جدید لذت میبرد.
the pre-school curriculum focuses on early literacy skills.
برنامه درسی پیشدبستانی بر روی مهارتهای خواندن و نوشتن اولیه تمرکز دارد.
many children attend pre-school to prepare for kindergarten.
بسیاری از کودکان برای آمادگی برای کلاس اول دبستان به پیشدبستانی میروند.
the pre-school offered a fun, engaging learning environment.
پیشدبستانی یک محیط یادگیری سرگرمکننده و جذاب ارائه میداد.
he started pre-school last year and loves playing with blocks.
او سال گذشته به پیشدبستانی رفت و عاشق بازی با بلوکهاست.
the pre-school teachers are patient and supportive.
معلمهای پیشدبستانی صبور و پشتیبان هستند.
we enrolled our daughter in a local pre-school program.
ما دخترمان را در یک برنامه پیشدبستانی محلی ثبت نام کردیم.
pre-school provides a foundation for future academic success.
پیشدبستانی پایه ای برای موفقیت آکادمیک آینده فراهم میکند.
the pre-school's daily schedule includes playtime and story time.
برنامه روزانه پیشدبستانی شامل زمان بازی و وقت داستانگویی است.
she’s excited about her first day at pre-school next week.
او برای روز اولش در پیشدبستانی هفته آینده هیجانزده است.
the pre-school organized a parent-teacher conference.
پیشدبستانی یک کنفرانس والدین و معلمان برگزار کرد.
pre-school years
سالهای پیشدبستانی
pre-school teacher
معلم پیشدبستانی
pre-school program
برنامه پیشدبستانی
attending pre-school
حضور در پیشدبستانی
pre-school activities
فعالیتهای پیشدبستانی
pre-school child
کودک پیشدبستانی
pre-school education
آموزش پیشدبستانی
pre-school application
ثبتنام پیشدبستانی
pre-school curriculum
برنامه درسی پیشدبستانی
pre-school readiness
آمادگی برای پیشدبستانی
she enjoys attending pre-school and making new friends.
او از رفتن به پیشدبستانی و پیدا کردن دوست جدید لذت میبرد.
the pre-school curriculum focuses on early literacy skills.
برنامه درسی پیشدبستانی بر روی مهارتهای خواندن و نوشتن اولیه تمرکز دارد.
many children attend pre-school to prepare for kindergarten.
بسیاری از کودکان برای آمادگی برای کلاس اول دبستان به پیشدبستانی میروند.
the pre-school offered a fun, engaging learning environment.
پیشدبستانی یک محیط یادگیری سرگرمکننده و جذاب ارائه میداد.
he started pre-school last year and loves playing with blocks.
او سال گذشته به پیشدبستانی رفت و عاشق بازی با بلوکهاست.
the pre-school teachers are patient and supportive.
معلمهای پیشدبستانی صبور و پشتیبان هستند.
we enrolled our daughter in a local pre-school program.
ما دخترمان را در یک برنامه پیشدبستانی محلی ثبت نام کردیم.
pre-school provides a foundation for future academic success.
پیشدبستانی پایه ای برای موفقیت آکادمیک آینده فراهم میکند.
the pre-school's daily schedule includes playtime and story time.
برنامه روزانه پیشدبستانی شامل زمان بازی و وقت داستانگویی است.
she’s excited about her first day at pre-school next week.
او برای روز اولش در پیشدبستانی هفته آینده هیجانزده است.
the pre-school organized a parent-teacher conference.
پیشدبستانی یک کنفرانس والدین و معلمان برگزار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید