precipitance

[ایالات متحده]/prɪˈsɪpɪtəns/
[بریتانیا]/prɪˈsɪpɪtəns/

ترجمه

n. کیفیت شتابزده یا عجول بودن؛ حالت بی‌پروا یا ناگهانی بودن
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

high precipitance

بارندگی شدید

rapid precipitance

بارندگی سریع

increased precipitance

افزایش بارندگی

precipitance factor

ضریب بارندگی

precipitance level

سطح بارندگی

precipitance measurement

اندازه گیری بارندگی

precipitance analysis

تجزیه و تحلیل بارندگی

precipitance rate

نرخ بارندگی

precipitance value

مقدار بارندگی

precipitance trend

روند بارندگی

جملات نمونه

the precipitance of the decision surprised everyone.

تعجب‌آمیز بودن تصمیم، همه را غافلگیر کرد.

her precipitance led to several mistakes in the project.

سریع‌عمل بودن او منجر به چندین اشتباه در پروژه شد.

we should avoid such precipitance in our planning.

ما باید از چنین سرعت عمل در برنامه‌ریزی خود اجتناب کنیم.

the precipitance of the storm caught the villagers off guard.

سرعت وقوع طوفان، اهالی روستا را غافلگیر کرد.

his precipitance in making investments caused significant losses.

سریع‌عمل بودن او در انجام سرمایه‌گذاری، منجر به ضررهای قابل توجهی شد.

precipitance can often lead to regret later on.

سریع‌عمل بودن اغلب می‌تواند منجر به پشیمانی در آینده شود.

the precipitance of youth can sometimes be a disadvantage.

سریع‌عمل بودن جوانی گاهی اوقات می‌تواند یک نقطه ضعف باشد.

she acted with precipitance, not considering the consequences.

او با سرعت عمل عمل کرد و به عواقب فکر نکرد.

his precipitance in negotiations resulted in a poor deal.

سریع‌عمل بودن او در مذاکرات منجر به یک معامله ضعیف شد.

they learned that precipitance is not a virtue in decision-making.

آنها متوجه شدند که سرعت عمل فضیلتی در تصمیم‌گیری نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید