precis

[ایالات متحده]/'preɪsi/
[بریتانیا]/ˈpresi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلاصه; طرح کلی

vt. خلاصه کردن نکات اصلی؛ نوشتن یک خلاصه برای
Word Forms
زمان گذشتهprecised
صفت یا فعل حال استمراریprecising
شکل سوم شخص مفردprecises
قسمت سوم فعلprecised

جملات نمونه

write a precis of the article

نوشتن خلاصه ای از مقاله

a precis is a concise summary of a text

خلاصه، خلاصه ای مختصر از متن است

she was asked to write a precis of the novel

از او خواسته شد که خلاصه ای از رمان بنویسد

the precis highlighted the main points of the speech

خلاصه نکات اصلی سخنرانی را برجسته کرد

students need to learn how to write a precis

دانشجویان باید یاد بگیرند که چگونه خلاصه بنویسند

the precis captured the essence of the research paper

خلاصه جوهر مقاله پژوهشی را به تصویر کشید

can you provide a precis of the report?

آیا می توانید خلاصه ای از گزارش ارائه دهید؟

the precis summarized the key findings of the study

خلاصه یافته های کلیدی مطالعه را خلاصه کرد

the precis should be no longer than one page

خلاصه نباید بیشتر از یک صفحه باشد

the precis accurately reflected the author's main arguments

خلاصه به طور دقیق استدلال های اصلی نویسنده را منعکس کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید