precook vegetables
آمادهسازی سبزیجات از قبل
precook meat
آمادهسازی گوشت از قبل
precook pasta
آمادهسازی پاستا از قبل
precook rice
آمادهسازی برنج از قبل
precook beans
آمادهسازی لوبیا از قبل
precook potatoes
آمادهسازی سیبزمینی از قبل
precook seafood
آمادهسازی غذاهای دریایی از قبل
precook chicken
آمادهسازی مرغ از قبل
precook sauces
آمادهسازی سسها از قبل
precook grains
آمادهسازی غلات از قبل
it's best to precook the chicken before adding it to the stir-fry.
بهتر است مرغ را قبل از اضافه کردن به سرخ کرده ها از قبل بپزید.
to save time, i always precook the vegetables for my soup.
برای صرفه جویی در وقت، من همیشه سبزیجات را برای سوپ خود از قبل آماده می کنم.
we can precook the pasta and then bake it with the sauce.
ما می توانیم پاستا را از قبل بپزیم و سپس آن را با سس بپزیم.
it's important to precook the rice before making sushi.
قبل از تهیه سوشی، مهم است که برنج را از قبل بپزید.
she likes to precook meals for the week on sundays.
او دوست دارد آخر هفته ها وعده های غذایی را برای هفته از قبل آماده کند.
we should precook the potatoes to ensure they are tender.
ما باید سیب زمینی ها را از قبل بپزیم تا نرم شوند.
many recipes suggest to precook the meat for better flavor.
بسیاری از دستور العمل ها پیشنهاد می کنند که گوشت را برای طعم بهتر از قبل بپزید.
he decided to precook the beans to reduce cooking time.
او تصمیم گرفت لوبیا را از قبل بپزد تا زمان پخت کاهش یابد.
for a quicker dinner, i often precook the ingredients.
برای شام سریعتر، من اغلب مواد لازم را از قبل آماده می کنم.
to ensure even cooking, it's wise to precook the thicker cuts of meat.
برای اطمینان از پخت یکنواخت، عاقلانه است که تکه های ضخیم تر گوشت را از قبل بپزید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید