predominates

[ایالات متحده]/prɪˈdɒmɪneɪts/
[بریتانیا]/prɪˈdɑːməneɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بر چیزی کنترل یا تاثیر داشتن؛ قوی‌ترین یا عنصر اصلی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

culture predominates

فرهنگ غالب است

region predominates

منطقه غالب است

style predominates

سبک غالب است

theme predominates

موضوع غالب است

factor predominates

عامل غالب است

trend predominates

روند غالب است

element predominates

عنصر غالب است

idea predominates

ایده غالب است

interest predominates

علاقه غالب است

emotion predominates

احساس غالب است

جملات نمونه

in the discussion, science predominates over personal opinions.

در بحث، علم بر نظرات شخصی غلبه می‌کند.

in this region, agriculture predominates the economy.

در این منطقه، کشاورزی بر اقتصاد غلبه دارد.

in her artwork, color predominates, creating a vibrant atmosphere.

در آثار هنری او، رنگ غلبه دارد و فضایی پر جنب و جوش ایجاد می‌کند.

in the debate, emotion often predominates over logic.

در بحث، احساسات اغلب بر منطق غلبه می‌کنند.

in this community, tradition predominates cultural practices.

در این جامعه، سنت بر شیوه‌های فرهنگی غلبه دارد.

in many ecosystems, one species predominates, affecting biodiversity.

در بسیاری از اکوسیستم‌ها، یک گونه غلبه دارد و بر تنوع زیستی تأثیر می‌گذارد.

in her research, qualitative data predominates, providing deeper insights.

در تحقیقات او، داده‌های کیفی غلبه دارد و بینش‌های عمیق‌تری ارائه می‌دهد.

in the fashion industry, trends often predominates over individual style.

در صنعت مد، روندها اغلب بر سبک فردی غلبه می‌کنند.

in the classroom, visual learning predominates among students.

در کلاس درس، یادگیری بصری در بین دانش‌آموزان غلبه دارد.

in the market, demand predominates supply, driving prices up.

در بازار، تقاضا بر عرضه غلبه می‌کند و باعث افزایش قیمت‌ها می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید