premissed condition
شرط فرضی
premissed argument
استدلال فرضی
premissed assumption
فرضیات فرضی
premissed statement
بیانیه فرضی
premissed theory
تئوری فرضی
premissed fact
حقیقت فرضی
premissed principle
اصل فرضی
premissed notion
ایده فرضی
premissed basis
پایه فرضی
premissed framework
چارچوب فرضی
the theory is premissed on the idea of equality.
تئوری بر این ایده استوار است که همه برابرند.
her argument is premissed on several key assumptions.
استدلال او بر اساس چندین فرضی کلیدی استوار است.
the project was premissed on adequate funding.
این پروژه بر اساس تامین مالی کافی استوار بود.
his conclusion is premissed on flawed data.
نتیجهگیری او بر اساس دادههای نادرست استوار است.
the proposal is premissed on the need for change.
این پیشنهاد بر اساس نیاز به تغییر استوار است.
our discussion was premissed on mutual respect.
بحث ما بر اساس احترام متقابل استوار بود.
the findings are premissed on rigorous analysis.
یافتهها بر اساس تجزیه و تحلیل دقیق استوار است.
the policy is premissed on scientific evidence.
این سیاست بر اساس شواهد علمی استوار است.
her success is premissed on hard work and dedication.
موفقیت او بر اساس تلاش و تعهد سخت استوار است.
the lecture was premissed on recent research developments.
این سخنرانی بر اساس آخرین دستاوردهای تحقیقاتی استوار بود.
premissed condition
شرط فرضی
premissed argument
استدلال فرضی
premissed assumption
فرضیات فرضی
premissed statement
بیانیه فرضی
premissed theory
تئوری فرضی
premissed fact
حقیقت فرضی
premissed principle
اصل فرضی
premissed notion
ایده فرضی
premissed basis
پایه فرضی
premissed framework
چارچوب فرضی
the theory is premissed on the idea of equality.
تئوری بر این ایده استوار است که همه برابرند.
her argument is premissed on several key assumptions.
استدلال او بر اساس چندین فرضی کلیدی استوار است.
the project was premissed on adequate funding.
این پروژه بر اساس تامین مالی کافی استوار بود.
his conclusion is premissed on flawed data.
نتیجهگیری او بر اساس دادههای نادرست استوار است.
the proposal is premissed on the need for change.
این پیشنهاد بر اساس نیاز به تغییر استوار است.
our discussion was premissed on mutual respect.
بحث ما بر اساس احترام متقابل استوار بود.
the findings are premissed on rigorous analysis.
یافتهها بر اساس تجزیه و تحلیل دقیق استوار است.
the policy is premissed on scientific evidence.
این سیاست بر اساس شواهد علمی استوار است.
her success is premissed on hard work and dedication.
موفقیت او بر اساس تلاش و تعهد سخت استوار است.
the lecture was premissed on recent research developments.
این سخنرانی بر اساس آخرین دستاوردهای تحقیقاتی استوار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید