premissing

[ایالات متحده]/prɪˈmɪsɪŋ/
[بریتانیا]/prɪˈmɪsɪŋ/

ترجمه

n. پیش‌فرض در منطق

عبارات و ترکیب‌ها

premissing condition

شرایط پیش‌فرض

premissing factor

عامل پیش‌فرض

premissing requirement

الزامات پیش‌فرض

premissing assumption

فرض پیش‌فرض

premissing statement

بیانیه پیش‌فرض

premissing clause

ماده پیش‌فرض

premissing principle

اصل پیش‌فرض

premissing rule

قانون پیش‌فرض

premissing element

عنصر پیش‌فرض

premissing agreement

توافق پیش‌فرض

جملات نمونه

premissing that everyone agrees, we can move forward.

با فرض اینکه همه موافق باشند، می‌توانیم پیش برویم.

premissing the weather is good, we will have a picnic.

با فرض خوب بودن هوا، پیک‌نیک خواهیم داشت.

premissing that the budget allows, we can expand the project.

با فرض اینکه بودجه اجازه دهد، می‌توانیم پروژه را گسترش دهیم.

premissing the data is accurate, the results will be valid.

با فرض دقیق بودن داده‌ها، نتایج معتبر خواهند بود.

premissing you finish your work, we can leave early.

با فرض اینکه شما کار خود را تمام کنید، می‌توانیم زودتر برویم.

premissing all conditions are met, the deal will go through.

با فرض برآورده شدن تمام شرایط، معامله انجام خواهد شد.

premissing the team performs well, we expect a win.

با فرض اینکه تیم عملکرد خوبی دارد، انتظار داریم که پیروز شویم.

premissing that you understand the risks, you can proceed.

با فرض اینکه شما خطرات را درک می‌کنید، می‌توانید ادامه دهید.

premissing the client approves, we will start next week.

با فرض تایید مشتری، هفته آینده شروع خواهیم کرد.

premissing the proposal is accepted, we can begin planning.

با فرض پذیرفته شدن پیشنهاد، می‌توانیم شروع به برنامه‌ریزی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید