preposterous

[ایالات متحده]/prɪˈpɒstərəs/
[بریتانیا]/prɪˈpɑːstərəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مضحک، خنده‌دار، بی‌معنی
adv. به‌طرز مضحکی، به‌طرز خنده‌داری، به‌طرز بی‌معنی

جملات نمونه

That's a preposterous excuse!

آن یک بهانه مضحک است!

a preposterous old woman

یک زن پیر مضحک

What a preposterous idea!

چه فکر مضحکی!

It would be preposterous to shovel coal with a teaspoon.

استفاده از یک قاشق چایخوری برای ریختن زغال، مضحک خواهد بود.

why are you taxing me with these preposterous allegations?.

چرا دارید مرا با این اتهامات مضحک مشتعل می‌کنید؟

نمونه‌های واقعی

The International and Japanese Olympic Committees call the report preposterous and categorically untrue.

کمیته بین‌المللی و ژاپنی المپیک این گزارش را پوچ و کاملاً نادرست توصیف می‌کنند.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

The idea is preposterous, and I kick it out of my head.

این ایده پوچ است و آن را از ذهنم بیرون می‌کنم.

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

Many scholars find this to be somewhere between insufficient, improbable and preposterous.

بسیاری از محققان این را بین ناکافی، غیرمحتمل و پوچ می‌دانند.

منبع: The Economist (Summary)

I cannot accept my father's preposterous offer!

نمی‌توانم پیشنهاد پوچ پدرم را بپذیرم!

منبع: Bedtime stories for children

But you have to add my name to your paper. That's preposterous.

اما شما باید نام من را به مقاله خود اضافه کنید. این پوچ است.

منبع: The Big Bang Theory Season 9

That's preposterous. How would she go unrecognized just by wearing a wig?

این پوچ است. چگونه ممکن است او فقط با پوشیدن یک کلاه گیس ناشناس بماند؟

منبع: The Big Bang Theory Season 8

I'm not recommending it. I'm saying it already happened. That's preposterous.

من آن را توصیه نمی‌کنم. من می‌گویم که این اتفاق قبلاً افتاده است. این پوچ است.

منبع: The Big Bang Theory Season 3

But once they got going, mammals expanded prodigiously - sometimes to an almost preposterous degree.

اما هنگامی که شروع به کار کردند، پستانداران به طور چشمگیری گسترش یافتند - گاهی اوقات به درجه ای تقریباً پوچ.

منبع: A Brief History of Everything

He can't handle the fact that I'm a bigger deal than he is now. Oh, preposterous!

او نمی‌تواند تحمل کند که من اکنون از او بزرگتر هستم. اوه، پوچ!

منبع: The Big Bang Theory Season 6

It may sound preposterous. And, of course, pets can't vote. But, often, misinformation starts with a kernel of truth.

ممکن است عجیب به نظر برسد. البته، حیوانات خانگی نمی‌توانند رای دهند. اما اغلب، اطلاعات نادرست با یک هسته حقیقت شروع می‌شود.

منبع: PBS Interview Social Series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید