prerequisites

[ایالات متحده]/ˌpriːˈrɛkwɪzɪts/
[بریتانیا]/ˌpriːˈrɛkwɪzɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرایطی که باید قبل از وقوع چیزی برآورده شوند

عبارات و ترکیب‌ها

course prerequisites

پیش‌نیازهای دوره

prerequisites needed

پیش‌نیازهای مورد نیاز

check prerequisites

بررسی پیش‌نیازها

prerequisites list

لیست پیش‌نیازها

fulfill prerequisites

اجرای پیش‌نیازها

prerequisites required

پیش‌نیازهای مورد نیاز

verify prerequisites

تایید پیش‌نیازها

prerequisites overview

مروری بر پیش‌نیازها

list prerequisites

لیست کردن پیش‌نیازها

understand prerequisites

درک پیش‌نیازها

جملات نمونه

understanding the prerequisites is crucial for success.

درک پیش‌نیازها برای موفقیت بسیار مهم است.

there are several prerequisites for enrolling in the advanced course.

چندین پیش‌نیاز برای ثبت نام در دوره پیشرفته وجود دارد.

meeting the prerequisites will help you progress faster.

برآورده کردن پیش‌نیازها به شما کمک می‌کند سریع‌تر پیشرفت کنید.

the prerequisites include a basic understanding of the subject.

پیش‌نیازها شامل درک پایه‌ای از موضوع می‌شود.

he didn't meet the prerequisites and was unable to register.

او پیش‌نیازها را برآورده نکرد و نتوانست ثبت نام کند.

check the prerequisites before applying for the job.

قبل از درخواست شغل، پیش‌نیازها را بررسی کنید.

her experience met all the prerequisites for the position.

تجربه او تمام پیش‌نیازهای مورد نیاز برای این موقعیت را برآورده می‌کرد.

completing the prerequisites is essential for this project.

تکمیل پیش‌نیازها برای این پروژه ضروری است.

prerequisites can vary depending on the program.

پیش‌نیازها ممکن است بسته به برنامه متفاوت باشند.

students must fulfill the prerequisites to graduate.

دانشجویان باید پیش‌نیازها را برای فارغ التحصیل شدن انجام دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید