presbytery

[ایالات متحده]/'prezbɪt(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'prɛzbɪtɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلیسای پیران، حوزه presbyterian، محراب.
Word Forms

جملات نمونه

The presbytery is responsible for overseeing the church's affairs.

مجلس کشیشی مسئولیت نظارت بر امور کلیسا را بر عهده دارد.

The presbytery meets once a month to discuss important matters.

مجلس کشیشی یک بار در ماه برای بحث در مورد مسائل مهم تشکیل جلسه می‌دهد.

The presbytery building is a historical landmark in the city.

ساختمان مجلس کشیشی یک بنای تاریخی در شهر است.

She serves on the presbytery's finance committee.

او در کمیته مالی مجلس کشیشی خدمت می‌کند.

The presbytery decided to renovate the church's sanctuary.

مجلس کشیشی تصمیم گرفت حرم کلیسا را بازسازی کند.

He has been a member of the presbytery for over ten years.

او بیش از ده سال است که عضو مجلس کشیشی است.

The presbytery elders provide guidance and support to the congregation.

سالمندان مجلس کشیشی راهنمایی و حمایت از جمعيت را ارائه می‌دهند.

The presbytery office is located in the city center.

دفتر مجلس کشیشی در مرکز شهر واقع شده است.

The presbytery organizes community outreach programs regularly.

مجلس کشیشی به طور منظم برنامه‌های ارتباط با جامعه را سازماندهی می‌کند.

نمونه‌های واقعی

And in fact the door of the presbytery grated; Abbe Bournisien appeared; the children, pell-mell, fled into the church.

در واقع، در اعتراف‌خانه باز شد؛ پدر بورنیزی ظاهر شد؛ بچه‌ها به هم ریخته به داخل کلیسا دویدند.

منبع: Madame Bovary (Part One)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید