presentment

[ایالات متحده]/prɪˈzɛntmənt/
[بریتانیا]/prɪˈzɛntmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ارائه یا نمایش چیزی؛ یک ارائه رسمی از شواهد یا اطلاعات؛ یک اتهام یا ادعای کتبی که توسط یک هیئت منصفه بزرگ مطرح می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

gift presentment

ارائه هدیه

presentment of evidence

ارائه مدارک

formal presentment

ارائه رسمی

presentment date

تاریخ ارائه

presentment process

فرآیند ارائه

presentment request

درخواست ارائه

presentment stage

مرحله ارائه

presentment notice

اطلاع‌رسانی ارائه

electronic presentment

ارائه الکترونیکی

presentment issue

مشکلات ارائه

جملات نمونه

her presentment of the situation was quite accurate.

ارائه او از وضعیت کاملاً دقیق بود.

he had a strong presentment of danger ahead.

او پیش‌بینی قوی از خطر پیش رو داشت.

the artist's presentment of the landscape was breathtaking.

نمایش هنرمند از منظره نفس‌گیر بود.

her presentment of the character was very convincing.

ارائه او از شخصیت بسیار قانع‌کننده بود.

he expressed his presentment of the future with optimism.

او پیش‌بینی خود از آینده را با خوش‌بینی بیان کرد.

the presentment of her ideas was clear and concise.

ارائه ایده های او واضح و مختصر بود.

they had a presentment of what was to come.

آنها پیش‌بینی می‌کردند چه اتفاقی خواهد افتاد.

his presentment of the facts was unbiased.

ارائه او از حقایق بی‌طرفانه بود.

the presentment of the story captivated the audience.

ارائه داستان مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she felt a presentment of joy when she received the news.

وقتی خبر را شنید، احساس شادی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید