pressers' room
اتاق رسانه
pressing pressers
فشار دادن به رسانه
pressers conference
کنفرانس رسانه
pressers briefing
اطلاع رسانه
pressers release
آگهی رسانه
pressers pool
محل رسانه
pressers gathered
جمع شدن رسانه
the team needs experienced pressers for the upcoming campaign.
تیم به فشارگذاران با تجربه برای حملهای آینده نیاز دارد.
he's a skilled presser, adept at crafting compelling narratives.
او یک فشارگذار ماهر است که مهارت در ساخت داستانهای جذاب را دارد.
the presser's role is to shape public opinion effectively.
وظیفه فشارگذار شکل دادن به نظرات عمومی به طور مؤثر است.
we hired new pressers to manage social media engagement.
ما فشارگذاران جدیدی را استخدام کردیم تا مشارکت در رسانههای اجتماعی را مدیریت کنند.
the presser briefed the reporters on the company's new product.
فشارگذار گزارشهای خبری را درباره محصول جدید شرکت آموزش داد.
effective pressers are crucial for successful public relations.
فشارگذاران مؤثر برای روابط عمومی موفق ضروری هستند.
the presser coordinated the media coverage of the event.
فشارگذار پوشش رسانهای رویداد را هماهنگ کرد.
she's a seasoned presser with years of experience in crisis management.
او یک فشارگذار با سابقه است که سالها تجربه در مدیریت بحران دارد.
the presser drafted a press release announcing the partnership.
فشارگذار یک اعلامیه را برای اعلام همکاری تهیه کرد.
the presser worked tirelessly to counter negative publicity.
فشارگذار به طور غیرمحدود کار کرد تا اطلاعات منفی را مقابله کند.
we need pressers who can think strategically and communicate clearly.
ما به فشارگذارانی نیاز داریم که بتوانند به طور استراتژیک فکر کنند و به روشنی ارتباط برقرار کنند.
pressers' room
اتاق رسانه
pressing pressers
فشار دادن به رسانه
pressers conference
کنفرانس رسانه
pressers briefing
اطلاع رسانه
pressers release
آگهی رسانه
pressers pool
محل رسانه
pressers gathered
جمع شدن رسانه
the team needs experienced pressers for the upcoming campaign.
تیم به فشارگذاران با تجربه برای حملهای آینده نیاز دارد.
he's a skilled presser, adept at crafting compelling narratives.
او یک فشارگذار ماهر است که مهارت در ساخت داستانهای جذاب را دارد.
the presser's role is to shape public opinion effectively.
وظیفه فشارگذار شکل دادن به نظرات عمومی به طور مؤثر است.
we hired new pressers to manage social media engagement.
ما فشارگذاران جدیدی را استخدام کردیم تا مشارکت در رسانههای اجتماعی را مدیریت کنند.
the presser briefed the reporters on the company's new product.
فشارگذار گزارشهای خبری را درباره محصول جدید شرکت آموزش داد.
effective pressers are crucial for successful public relations.
فشارگذاران مؤثر برای روابط عمومی موفق ضروری هستند.
the presser coordinated the media coverage of the event.
فشارگذار پوشش رسانهای رویداد را هماهنگ کرد.
she's a seasoned presser with years of experience in crisis management.
او یک فشارگذار با سابقه است که سالها تجربه در مدیریت بحران دارد.
the presser drafted a press release announcing the partnership.
فشارگذار یک اعلامیه را برای اعلام همکاری تهیه کرد.
the presser worked tirelessly to counter negative publicity.
فشارگذار به طور غیرمحدود کار کرد تا اطلاعات منفی را مقابله کند.
we need pressers who can think strategically and communicate clearly.
ما به فشارگذارانی نیاز داریم که بتوانند به طور استراتژیک فکر کنند و به روشنی ارتباط برقرار کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید