presynaptic

[ایالات متحده]/ˌpriːsɪ'næptɪk/
[بریتانیا]/ˌprisɪ'næptɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در جلوی یک سیناپس واقع شده

عبارات و ترکیب‌ها

presynaptic terminal

پایانه پیش سیناپسی

presynaptic neuron

نورون پیش سیناپسی

presynaptic vesicles

وزیکول‌های پیش سیناپسی

جملات نمونه

a presynaptic nerve fiber; a presynaptic stimulus.

یک الیاف عصبی پیش سیناپسی؛ یک محرک پیش سیناپسی.

It seems reasonable to conclude that Toosendanin is a presynaptic blocking agent.

به نظر می رسد نتیجه گیری اینکه توسندانی یک عامل مسدود کننده پیش سیناپسی است، معقول است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید